سفارش سیاوش خان :اسناد مدارک وعکسهای خانواده گی ماراپس بدهید
صبح روز 20 اَمرداد 1387 بود که از دوست شاعرم جناب آقای سید اصغر حسینی اردلی خواستم تا اردل هستم فرصت خوبی است که به خدمت سیاوش خان برویم و با او دیداری داشته باشیم تا چند پرسش در خصوص وقایع اخیر و اوضاع سیاسی زمان مرحوم پدرش ابوالقاسم خان را که مدتها با آن کلنجار می رفتم بپرسم و هم اینکه قلعه ی بی بی عظیمه را که سال گذشته که به مناسبت نخستین جشنواره تمدار بیت به اردل آمده بودم فرصت نکردم ببینم و فقط به دورنمای آن اکتفا شد، از نزدیک رویت کنم؛ جایی که محل زندگی سیاوش خان و منزل مسکونی ایشان محسوب می شد.
گرچه قلعه تحت نظر سازمان میراث فرهنگی چهارمحال بختیاری رفته و دیگر شخصاً مالک یا مالکینی نمی توانند هیچگونه تغییرات و دخل و تصرفی در آن داشته باشند؛ بجر گروه اکتشاف میراث فرهنگی که هر از گاهی جهت تجسس حیاط قلعه و پیرامون آن را بررسی و زیر و رو می کنند. به هرحال پس از تماس تلفنی با قلعه، بی بی فرنگیس همسر ایشان که مردم اردل او را عمه فرنگ می گفتند پس از مشورت با خان ساعت ملاقات را معین نمودند.
وقتی که به درِ قلعه رسیدیم چند دقیقه ای تاخیر شده بود. بانویی موقر با لباس بختیاری در را برویمان گشودند و با لبخند و خوشآمدگویی، آنچنان که شیوه مهمانوازی بختیاری است ما را به درون قلعه تعارف کرد و یک احوالپرسی نسبتا طولانی تا پلکان ایوان قلعه. بدون اینکه آقای حسینی ایشان را معرفی کند، حدس زده بودم که باید همسر سیاوش خان همان بی بی فرنگیس باشد. به هرحال به اتاقی در اندرون که سیاوش خان بودند، ما را راهنمایی کرد. سیاوش خان با رویی خوش و لبخندی بسیار خودمانی از ما استقبال گرمی به عمل آورد و گله تاخیر را هم کردند. آنچنان که اخلاقش بود سعی می کرد در احوالپرسیها و هر نوع صحبتی، لبخند را از لب دور نسازد و با وجود اختلاف سنی که با ما دو نفر داشت سخنان دلنشینی که در طول این دیدار داشتیم جوانتر از سنشان صحبت می کردند و رفتار می نمودند و این نشان از مطالعه و نیز تحصیلات ایشان و پیگیری مستمر اوضاع روز جهان بود. چندین پرسش و پاسخ مطرح شد که زیاد هم بحث برانگیز نبود. گرچه به خاطر کسالتی که داشتند سعی می شد و راضی نبودیم او را خسته کنیم. بی بی فرنگیس هم با چایی و هندوانه از ما پذیرایی می کردند و دقایقی نشستند که زنگ در قلعه به صدا در آمد. و عمه فرنگ از اتاق خارج شد. دوستم گفت:
حتما ً آقا ابراهیم هستند. (مهندس ابراهیم بختیار و مهندس آذرخش بختیار پسران سیاوش خان هستند). طولی نکشید که آقای سیف داماد ایشان با خانواده آمده بودند که سیاوش خان او را معرفی نمود. سپس کتاب تاریخی در خصوص بختیاریها که گویا قبل از آمدن ما داشت مطالعه می کرد، از روی کرسی کوچکی که در کنار تخت ایشان بود برداشت و با سکوت ممتدی باز و بست میکرد. من در کنارش نشسته بودم. رو به من کرد و گفت: یک ماموریت برایت دارم. می تونی انجوم بدی. گفتم اگر از عهده اش برای،م بچشم. سیاوش خان مجدداً پرسید: فردا 21 امرداد جشنواره شعر اردل است. درسته؟ گفتم: همینطوره. به همین منظور بنده هم به اردل دعوت شدم. ادامه داد آقای ... (از نویسندگان بختیاری) هم می آید؟ گفتم حتمن می آید. به نقطه ای از گوشه اتاق خیره شدند و گفتند: خوب همانطوری که قبلاً به آقای فیض اله طاهری مدیر ارشاد اینجا سفارش کردم و گفتم و به چند نفر دیگر هم سفارش کردم، به شما هم می گویم به این آقا بگوئید عکسها و مدارک خانوادگی ما را که جهت مطالعه و نوشتن کتابی در زمینه بختیاری گرفته بود پس بدهد.
الان چندین سال است کتابی که می خواست چاپ کرده و نه عکسها و مدارک را در کتاب کار کرده و نه حاضر شده آنها را به ما پس بدهد. انگار نه انگار از مدارک و نامه ها و استاد تاریخی خبری هست! نمی دانم!در ابتدا، کار به نظر خیلی ساده جلوه می کرد. گفتم: کاری ندارد. اتفاقاً آقای ... با بنده بسیار میانه ی خوبی دارد و سالیان مدیدی است که او را می شناسم. حتمن روی مرا خواهد گرفت و مدارک را پس می دهد. ولی متاسفانه ... جوابی را که به دیگران داده بود ! به من هم داد. و من هم از اینکه این ماموریت ناتمام را هرگز به پایان نبردم، به گونه ای برخلاف میل باطنی ام که نمی خواستم برای دیداری دیگر با ایشان گل شوقم را پژمرده ببینم، با تفسیر واژه امانت کلنجار می رفتم. و دیدم آنچنان که در دوران دبستان نوشتن کلمه ی "امانت " دیکته اش ساده بود، معنی اش خیلی پیچیده به نظر می رسد.
اکنون : در ادامه این دیدار، چندین عکس با ایشان و عکسهایی از قلعه که بخش زیادی از آن در زلزله پیشین اردل ویران شده بود و ستونها و سر ستونهایی که در گوشه و کنار حیاط قلعه گرد سوکت بر آنها نشسته بود. وخاطره ی فردایی که دقیقه شماری اش می کردم تا آقای ... را بیابم. و یک پیامک از آقای حسینی اردلی: سلام رهدار. سیاوش خان درگذشت.
فردا : وصیتش بر زمین خواهد ماند؟
حسین حسن زاده رهدار
گروه آسماری بختیاری
آخرین بروزرسانی (پنجشنبه ، 30 تیر 1390 ، 17:04)
نظرات
فيد RSS براي نظرات اين مطلب