نقش کلانتران در ایل بختیاری
تاریخ حافظۀ ملت هاست- اگر این حافظه از بین برود و یا به هر علتی درست ثبت نگردد. بی شک درک حقیقی از وقایع و حوادث و رخدادها را نخواهیم داشت.
دال بر همین علّت در محضر جناب ذی شرافت آ ستار پرویزی یکی از کهنسال مردان بختیاری و صاحب نظر فرهنگی که شاهد حضور ارزشمند ایشان در مشارکتهای اجتماعی وی از قبل دهۀ پنجاه تا کنون در مشارکتهای فرهنگی و اجتماعی جامعه می باشیم. حاضر شده که مواردی در ارتباط بختیاری در گذر تاریخ با متانت خاص و کلام شیوا پاسخ لازم را بیان نموده است. امید می باشد. با ثبت این گزارش گامی در جهت صیانت از تاریخ اقوام برداشته باشد.
سؤال1: نقش ایل بختیاری در مسیر تاریخ ایران
جواب: براساس کاوشهای باستانشناسی دانشمندان در شناسائی محل شهر پاسوماش(مسجد سلیمان ) ثابت کرده اند که هخامنشیان بالاخص کورش کبیر بنیانگذار افتخار آفرین این سلسله در این منطقه میزسته و زاده شده اند همچنین سلسله ساسانیان و قوم فعلی ایل بختیاری بازماندگان هخامنشیان و ساسانیان ایران زمین هستند.
با شهادت تاریخ اوّلین سرداران بختیاری که در امور مملکت داری ایران زمین دخالت داشته اند از زمان سلسلۀ صفویه (شاه عباس کبیر) میر جهانگیر خان بختیاری و خلیل خان بختیاری هستند که در طول حکومت خود بانی احداث بناهای تاریخی و احداث شهر بنوار و اقدام برای بریدن کوه معروف به کارکنان واقع در شهرستان کوهرنگ بختیاری بدستور شاه عباس صفوی نمودند که آب زاینده رود را به اصفهان انتقال دهند که متأسفانه بعد از کار و تلاش زیاد که قسمت زیادی از کوه مذکور را بوسیلۀ نیروی انسانی بریدند ولی با مرگ شاه عباس اتمام پروژه فوق الذکر به پایان نرسید.
در زمان حکومت افشاریه زمان نادرشاه افشار چراغ خان احمد محمودی بابادی ملقب به مستوفی از جمله سرداران بنام قشون نادری بودند که در حمله به قندهار ایشان فرماندهی فوج نظامی رزمندگان بختیاری را در فتح قلعه قندهار بعهده داشت و فتح کردند. اوّلین نیروی نظامی قشون نادری که در برج قلعه قرار گرفت آصید مراد از طایفۀ اسیوند دورکی بختیاری بود که با افراشتن پرچم ایران بر بام قلعه قندهار فریاد زد. (زنده باد دولت مقتدر نادری).
نادرشاه در اوایل بقدرت رسیدن چندین بار به منطقۀ ییلاق و قشلاق بختیاری حمله کرد که سردار مبارزی بنام علیمردان خان بختیاری کوس مخالفت با حکومت نادری را سر میداد که نهایتاً بعد از مدتها مبارزه در حوالی شهرستان دزفول به محاصرۀ نیروهای نادر درآمد و این سردار بنام بختیاری ابتدا اقدام به کشتن زنان و فرزندان خود نمود و بعد خود را به نادرشاه تسلیم نمود که بفرمان نادر بطرز فجیعی کشته شد.
بعد از سقوط خاندان افشار سردار بختیاری که علیمردان خان و ابوالفتح خان بودند باتفاق محمد حسن خان قاجار و کریم خان زند زمام امور مملکتداری ایران را در دست گرفتند و دیری نپائید که مخالفت بین سرداران نامبرده بالا گرفت و ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان توسط علیمردانخان بقتل رسید و محمد حسن خان قاجار هم یاغی شد. علیمردانخان که نایب السلطنه بود و کریم خان که فرمان قشون چندی با هم مملکتداری کردند نهایتاً کریم خان هم علیه علیمردانخان قیام کرد و نتیجه آنشد که علیمردانخان در مبارزه با کریم خان زند کشته شد و خان زند حاکم بلامنازع ایران گردید.
در زمان حکومت قاجار هم در زمان فتحعلیشاه قاجار محمد تقی خان کیانرسی چهارلنگ بختیاری برعلیه شاه قاجار قیام نمود و استانهای خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویر احمد و هرمزگان و جزایر را حکمرانی میکرد که نهایتاً با نیرنگ و حیلۀ معتمدالدوله گرجی دستگیر و زندانی شد و بعد از چند سال در زندان دار فانی را وداع گفت.
بعد از محمد تقی خان اسدخان بهداروند بختیاری معروف به شاه اسد علم طغیان برعلیه شاه قاجار برافراشت که بعد از چند سال مبارزه اسدخان به قشقائی مهاجرت کرد و در همانجا درگذشت.
بعد از اسدخان هم پسرش جعفر قلیخان برای بدست آوردن ایلخانگری بختیاری برعلیه کلبعلی خان و جعفر قلیخان دورکی قیام نمود و پس از جنگهای 1- شبیخون اندیکا 2- جنگ مُنار موفق شد که جعفر قلیخان دورکی را بقتل برساند.
بعد از کشته شدن جعفر قلیخان دورکی جعفر قلیخان بهداروند جنگهای نه هزار چغاخور و جنگ دو پولون پشتکوه بختیاری را براه انداخت که در هر دو جنگ از قوای دورکی و دیناران که از فرزندان جعفر قلیخان دورکی حمایت میکردند شکست خورد.
بعد از سقوط قلیخان بهداروند، حسینقلی خان و امامقلی خان و رضا قلیخانی فرزندان جعفر قلیخان دورکی زمام ادارۀ بختیاری را بدست گرفتند.
این دوران مصادف بود با حکومت ناصرالدینشاه قاجار و حسینقلی خان ملقب به ایلخانی و امامقلیخان ملقب به حاجی ایلخانی و رضا قلیخانی ملقب به ایل بیگی گردیدند و خدمات زیادی را در ایجاد نظم و امنیت در ایل بختیاری و اقصی نقاط مملکت ایران نمودند. در سال 1299 قمری حسینقلیخان ایلخانی بنا بدعوت ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان رفت و توسط ظل السلطان بوسیلۀ قهوۀ قجری که در خاندان قاجار برای از بین بردن مدّعیان و مخالفان سلطنت رایج بود بقتل رسانید و دو فرزند وی را بنام اسفندیارخان سردار اسعد اوّل و حاج علیقلی خان سردار اسعد دوّم را به حبس انداخت و حکومت بختیاری را به امامقلیخان حاج ایلخانی و رضا قلیخان ایلبیگی واگذار نمود.
از این زمان نطفۀ دشمنی بین خاندان ایلخانی و حاجی ایلخانی و ایلبیگی بسته شد. بعد از طی دوران محبوسیت اسفندیار خان آزاد شد و از طرف رئیس الوزراء وقت ایران به سمت ایلخانگری ایل بختیاری منصوب گردید. بعد از ایلخان شدن اسفندیار خان سردار اسعد اول حاج علیقلی خان برادر دوم ایشان هم از زندان آزاد گردید و به سردار اسعد دوم ملقب گردید ایشان مدّتها بعد از ایلخان بودن به فرانسه مهاجرت کرد و چند سالی در آنجا زندگی کردند. که بعدها بدعوت عدّه ای از روشنفکران آن روز ایران جهت براندازی حکومت قاجار و انقلاب مشروطه به ایران مراجعت نمودند و با همیاری برادر بزرگتر خویش یعنی نجفقلی خان صمصام السلطنه و پسر عموی شجاعش حاج ابراهیم خان ضرغام السلطنه از بختیاری سوار و اردو تدارک دیدند و برای تسخیر اصفهان از چهار محال به اصفهان حمله ور شدند.
در این مبارزه ضرغام السطنه و پسرش ابوالقاسم خان باتفاق 110 سوار و تفنگچین بختیاری به میدان شاه و ساختمان چهل ستون که مقر استقرار حاکم اصفهان بود یورش بردند و بعد از ساعتها جنگ و کشتن توپچی های حاکم و فراری شدن حاکم اصفهان کنترل شهر را بدست گرفتند و متعاقباً سردار اسعد (حاج علیقلی خان) و صمصام السلطنه هم بایشان ملحق شدند و بعد از مذاکره با معتمدین و روحانیون مبارز آنروز اصفهان بسرکردگی حاج آقا نورالله تدارک اردوکشی بسوی کرج جهت استقرار نظام مشروطه شدند. در بادامک کرج اردوی محمد ولیخان سپهدار تنکابنی هم به اردوی بختیاری ملحق شدند ولی سردار محتشم و امیر مفخم بختیاری به طرفداری از محمد علیشاه با اردوی نظامی با مجاهدین بختیاری و سپهدار تنکابنی درگیر شدند و تعدادی هم تلفات از دو طرف داده شد.
بلافاصله با تصمیم گیری سپهدار و سردار اسعد و صمصام السلطنه قشون مجاهدین راهی تهران شدند و از طریق دروازۀ مهرآباد تهران وارد شدند. قوای مجاهدین و دولتی با هم درگیر شدند که قوای نظامی تاب مقاومت نیاوردند و متواری شدند محمد علیشاه هم به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد و انقلابیون قدرت حکومت موقت را بدست گرفتند و دولت موقت تشکیل شد و سفیران روس و انگلیس برای برسمیت شناختن انقلاب بحضور سران مشروطه رسیدند و با اهداء شمشیرهای حمایل شدۀ خودشان انتقال قدرت را به سران مجاهدین تبریک گفتند. سران بختیاری و سپهدار فرزند خردسال محمدعلیشاه قاجار یعنی احمد شاه قاجار را به کاخ آورده و تاج پادشاهی را به وی اهداء کرده وی را بعنوان جانشین محمد علیشاه و شاه ایران بر تخت شاهی نشاندند در این مراسم حاج علیقلی خان سردار اسعد دوم خطاب به احمد شاه قاجار گفت:
«زایران به توران ز توران به تور برای تو پیمودم این راه دور»
سران بختیاری از زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار لغایت حکومت پهلوی اوّل رضاشاه در امورات مملکتداری دخالت داشتند و اولین قرارداد شرکت نفت از طرف نمایندگان دارسی با سران بختیاری منعقد گردید و اولین چاه نفت در خاورمیانه در مسجد سلیمان به نفت رسید که با شروع فعالیت شرکت نفت اقتصاد ایران رقمی تازه یافت و بازار کار و فعالیت اقتصادی در مملکت بالاخص خوزستان رواج پیدا کرد.
سؤال2: منابع و سرمایه های موقعیت بختیاری
جواب: سرزمین ایل بختیاری دارای منابع و معادن خدادادی فراوان شناخته شده و ناشناخته میباشد. اولین فعالیت اکتشافات نفت در منطقۀ بختیاری صورت گرفت.
معادن کانی فراوانی در منطقه کشف شده و به بهره برداری رسیده اند و چه در حال شناسایی و اکتشاف هستند طبیعت بکر و آب فراوان که از کوهرنگ بختیاری و مناطق اطراف آن سرچشمه میگیرد باعث عمران و آبادی استانهای اصفهان، خوزستان، یزد و کرمان گردیده است.
امید است پا به پای استفاده از آب و معادن این سرزمین دولتمردان مملکت بفکر رفاه اجتماعی مردم این سرزمین باشند.
سؤال 3: حضور بختیاری در مشارکت اجتماعی
جواب: هم اکنون در اکثر وزارت خانه ها، ارگانها، نهادها جوانان فرهیخته و دانش پژوه بختیاری در پُست های مختلف انجام وظیفه می نمایند. جوانان برومند بختیاری در مدت هشت سال دفاع مقدس دِین خود را به دین و مملکت ادا نمودند و در حفظ و حراست ایران عزیز خونهای پاک اهدا نمودند و جان خود را در راه دفاع و حراست این سرزمین کهن فدا نمودند.
از ابتدای طلوع جمهوری اسلامی تا کنون هیچگاه از طرف این ایل صبور و جلیل هیچگونه اسباب زحمت و ناهنجاری برای دولت و جامعه ایرانی صورت نگرفته است.
سؤال4: نقش کلانتران و رهبران ایل بختیاری.
جواب: کلانتران و ریش سفیدان ایل بختیاری از ابتدا تا کنون برای ایجاد نظم و آرامش جامعۀ ایلیاتی نقش ارزنده ای را بعده داشته اند. اکثر قریب باتفاق مسایل درون ایلی، فامیلی و خانوادگی را بصورت پادرمیانی بزرگتران حل و فصل مینمایند و از این بابت زحمت و وقت نیروهای قضائی در ارتباط با حل مسائل و اختلافات مردم این ایل کمتر و کمتر شده است.
که نتیجه این در نوع خود خدمتی بزرگ به جامعه و اولیای امور مملکتی است. که در جای خود جای ستایش و تمجید دارد، تاکنون با تلاش و مراقبت بزرگان و کلانتران ایل این جامعه بحمدالله از تحاجمات فرهنگی بیگانه که متأسفانه به عناوین مختلف افکار، روش و منش جوانان و جامعه را هدف قرار میدهد با ارشاد و راهنمائی بزرگان و کلانتران در جامعۀ ایلی راه به جائی نبرده و نخواهد برد انشاا...
سوال5: انسجام قومی و فرا قومی خود را چگونه بیان میکنید.
جواب: انسجام قومی مرهون خدمات و راهنمائیهای شبانه روزی بزرگان و کلانتران قوم میباشد. حسّ مسئولیت پذیری که در یکایک کلانتران و بزرگان ایل نسبت به ایلوندان باعث تداوم انسجام و اتحاد و وحدت افراد ایل میباشد. موقعی این انسجام و اتحاد در معرض خطر قرار میگیرد که خدای نخواسته بی تفاوتی و حسّ بی مسئولیتی بزرگان ایل در افکار و رفتار آنان قرار گیرد. که خوشبختانه تاکنون چنین پیش آمد ناگواری در هیچکدام از بزرگان و معتمدین بوقوع نپیوسته است.
در ارتباط با صیانت انسجام چه مطلبی را مدنظر داریم
انسجام وحدت یکی از ارکان ایلوندان بوده که برای فرد فرد ملت ایران کلمۀ وحدت آموخته ای با ارزشی است که باید از این واژه درس گرفته و بیش از پیش با هم برای اعتلای هر چه بهتر و بیشتر کشور ایران با هم متحد و منسجم شد. تا زمانیکه ملت ایران با هم اتحاد داشته این مملکت از آسیب های احتمالی که از طرف دشمنان تدارک دیده می شود مصون و ایمن خواهد بود. مطمئناً با اشتراک اندیشه می توانیم فعالیتهایی مانند ارسال ماهوارۀ امید به فضا و یا حماسه حضور در انتخابات ریاست جمهور دهم قامهای بلندتری در تمام عرصه های ترقی علمی اقتصادی نظامی و روابط بین المللی و صلح جهانی برداشته شود.
Satar-Parvizi babadi @ yahoo. Com
سامان خدیری
آخرین بروزرسانی (يكشنبه ، 27 تیر 1389 ، 19:30)