مسافران سرزمین بختیاری(5)مسترجيكاك
«سرهنگ جيكاك »33
افسر و مامور اطلاعاتي اينتلجنت سرويس بريتانيا ، در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در ايران نقش زيادي ايفا نمود. وظايفي را كه در جنگ جهاني اول بر عهده ي دكتر يانگ بوده . در خلال جنگ جهاني دوم "جيكاك" عهده دار شد .
او دستيار سرهنگ آندروود بود كه به همراه وي توانست « اتحاديه ي عرب » را بر ضد حزب توده سازمان دهند . 34
جيكاك درزمان جنگ جهاني اول فعال مايشاي استان خوزستان بود. او در امور عشايري ايران سابقه طولاني داشت و درسالهاي جنگ ،در بسياري از نواحي ايران به عنوان مشاور سياسي دولت انگليس خدمت كرده بود . با خاتمه ي جنگ وي به خدمت شركت نفت ايران و انگليس در آمد . 35
جيكاك با مرتضي قلي خان صمصام فرزند ارشد نجفقلي خان صمصام السلطنه كه در آن زمان فرماندار بختياري بود صميميت و دوستي داشت و مرتباً سوار بر اسب خود را به مناطق دور دست جانكي رسانده و با مرتضي قلي خان ديدار مي نمود . مهراب اميري به نقل از يكي از خوانين بختيار ي آورده است كه روزي جيكاك در حضور تمام سران و روساي طوايف بختياري با لحن تملق آميزي خطاب به جمعيت در حالي كه به مرتضي قلي خان اشاره مي كرد گفت : حضرت اشرف ( يعني مرتضي قلي خان ) پدر من است و هر چه امر كند ما ( انگليسي ها ) انجام خواهيم داد .36
اين اظهار تملق از جانب كسي كه مامور رسمي انگليس يعني نمانيده دولتي كه مي رفت در جنگ جهاني دوم فاتح شود به معناي آن بود كه انگليس در رقابت ميان ابوالقاسم خان بختياري – طرفدارآلمان – و مرتضي قلي خان طرفدار انگليس حمايت تمام و كمال را از مرتضي قلي خان خواهد داشت .
جيكاك اغلب اوقات خود را در ميان عشاير و خوانين هفت لنگ بختياري مي گذراند ، و لهجه ي بختياري را به آساني تكلم نموده و مورد استفاده قرار مي داد . او اغلب در مسجد سليمان زندگي مي كرد . اگر چه پس از پايان جنگ لباس نظامي بر تن نداشت ولي با همان خشونت و خودخواهي سابق، ايرانيان را به چشم حقارت مي نگريست. 37
به هنگام شورش ابوالقاسم خان بختياري به هواداري از آلمانها ، انگليس ها نيز توسط جيكاك ، پسر شيخ خزعل را براي ايجاد اغتشاش به نفع انگليس واردخوزستان نمودند.ديوان بيگـــــي استانداروقت خوزستان(سالهاي 22-1321 هـ .ش ) مي نويسد هنگامي كه پسر خزعل به تحريك انگليس ها اغتشاش و نا آرامي هايي در خوزستان ايجاد كرده بود ، براي چاره جويي و رفع غائله مرتب با جيكاك كه تمام آتش ها زير سر او بود سر و كار داشتم . يك شب تلفني با خانه اش تما س گرفتم . من خودم را معرفي كردم ولي او شايد بخاطر تفنن يا اهانت خودش را بجاي نوكرش معرفي نمود و با يك فارسي دست و پا شكسته اي گفت كه جيكاك در اثر پر خوري بيماري شده و خوابيده است . 38
جيكاك در خلال سالها ي جنگ جهاني دوم و پس از آن با تمام روسا و عمال طراز اول دولتي در خوزستان رابطه نزديك داشت . مهراب اميري در اين رابطه مي نويسد : « خوب به خاطر دارم در سالهاي آخر جنگ يك روز رئيس فرهنگ وقت خوزستان در يكي از جلسات آموزشي يكي از مدارس شركت كرد من هم چون جزء كادر آموزش آن مدرسه بودم در آن مدرسه شركت كردم هنوز بيش از چند دقيقه از تشكيل جلسه نگذشته بود كه مستخدم در را باز كرد و گفت آقاي رئيس : مستر جيكاك منتظر شماست آقاي رئيس بلافاصله سالن را ترك گفت و جلسه تعطيل گرديد امير ي در ادامه ياد آور ميشود كه همين آقاي رئيس بعدها علارغم سن زياد به عنوان كارمند عالي رتبه شركت نفت استخدام گرديد كه اين باعث تعجب من شد « ولي دفعتاً جلسه آنروز و گفته مستخدم مدرسه به خاطرم رسيد كه آقاي رئيس مستر جيكاك منتظر شماست .» 39جيكاك با خاتمه جنگ جهاني دوم به استخدام شركت نفت ايران و انگليس در آمد حكومت واقعي مناطق نفت خيز در دست او بود. 40
به هنگام ملي شدن صنعت نفت در سال 1329هـ – ش اين مامور انگليسي با گشت و گذار ميان عشاير بختياري اين شعار را به گويش بختياري براي آنها طرح نمود :
تو كه مهر علي من دلته نفت ملي سي چنته 41
لذا بعضي از عشاير ساده دل و ناآگاه بختياري زندگي خود را رها كرده و با تشكيل دسته جات متعدد و درست كردن پرچم و علمهاي گوناگون علي علي گويان به امامزاده ها رفته و طلب عفو مي كردندكه آن سال به همين خاطر به سال طلوعي يا سروش معروف گرديد .جيكاك عصايي دردست داشت كه نصف آن از چوب و نصف ديگرآن از فلز ساخته شده بود وي در داخل آن عصا با طري قرار داده وكليدي در دسته ي آن جاسازي كرده بود. او به عشاير بختياري ميگفت: كه تا مهرعلي دردل شما وجوددارد نفت ملي به دردتان نمي خورد اگرحرف مرا باور نداريد به اين عصا دست بزنيد.بختياريهاي ساده دل و بي ريا دست خود را به عصـا مي زدند و جيكــاك بلافاصله كليد عصا را زده ، آنان را برق گرفته و تكــان مي خوردند.وي سپس مي گفت :
اين معجزه ي علي( ع )است شما بايد دست از زندگي بكشيد. 42
علاوه براين جيكاك بــا پوشاندن عبا و بر سر گذاشتن عمامه به زبان بختياري براي عشاير بختيا ري سخنراني مذهبي نموده و آنان را به دوري از مسائل مادي تشويق مي نمود. 43
جيكاك به بختياريها مي گفت طلبه هاي كه نزد شما هستند سيد نيستند . او براي اثبات سخن خود ، كبريت را روشن نمود ه و آتش آن را به ريش آنها نزديك نموده و ريششان را مي سوزاند . اما چون به ريش خود ش مي گذاشت نمي سوخت . سپس جيكاك به مردم مي گفت كسي كه ريشش مي سوزد سيد نيست تا درحاليكه ريش خودش چون نسوز و مصنوعي بود ، نمي سوخت. 44
روشن است كه انگيزه ي وي از اين اقدامات علاوه بر ضربه زدن به مذهب ، منحرف كردن افكار بختياريها و جدا كردن آنها از پيوستن به نهضت ملي شدن صنعت نفت بوده است كه البته جيكاك با سوء استفاده از باورهاي ديني آنان تلاش مي كرد بدين مهم دست يابد . وي با بهره گيري از بي سوادي و نا آگاهي عشاير بختياري ، تحت عناوين مذهبي ، خرافه گويي و پوچ گرايي را ميان بختياريها رواج داده و آنان را از باورهاي حقيقي مذهب تهي مي ساخت . او حتي تا آنجا پيش رفت كه به قولي با زني از ايل بختياري ازدواج نمود تا بيشتر اعتماد آنها را به خود جلب نمايد . اكثرمواقع با تن پوش بختياري در ميان طايفه ها ظاهر مي گشت تا آنها را بيشتر تحت تاثير قرار دهد . 45
جيكاك در راه جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بكار برد. او علاوه بر تشويق بختيا ريها به بي توجهي به ملي شدن صنعت نفت ، كوشش نمود تا در كا ر هيئت خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس خلل ايجاد نمايد . به گفته ي حسين مكي به هنگام عزيمت هيئت خلع يد به آبادان ،جيكاك تصميم گرفت عده اي را تحريك كندتا اتومبيل اعضاي هيئت را از روي پل بهمن شير به داخل رود خانه بيندازند اما اين توطئه ناكام ماند. 46
سرانجام دولت ايران كه به كار شكني و اخلال جيكاك در امر ملي شدن صنعت نفت پي برده بود وي را از ايران اخراج نمود . 47
محقق : دکتر غفار پور بختیار
تنظیم : گروه آسماری بختیاری
33)JAECOCK.
34) لاجوردي ، حبيب ، اتحاديه هاي كارگري و خود كامگي در ايران ، ترجمه ي ضياء صدقي، تهران، نشر نو ، ، چاپ اول ، 1369 ، ص 234 .
35) فرمانفرمائيان ،ص 562 .
36) گار ثويت ، جن راف ، تاريخ سياسي و اجتماعي بختياري ، ترجمه ي مهراب اميري ، تهران ،نشر سهند ، چاپ اول 1373 ص 229 .
37) فرمانفرمائيان ، همان .38) گارثويت ، تاريخ سياسي و اجتماعي بختياري ، همان .
39) همان .
40) فرمانفرمائيان ،همان .
41) عباسي شهني ، ص 209 ، باقري ، قباد ، بختياري در گذر زمان ،اهواز ، انتشارات آيات ، چاپ ا ول ، 1379 ، ص 249 ، عيديوندي ، حافظ ، نگرش بر ايل بختياري ، اهواز ،انتشارات آيات ، 1376 ، ص 542 .
42) عيديوندي ، همان ، صص 543-542 .
43) باقري ، همان ، خداداديان ، فرشيد ، مسجدسليمان نيم قرن چپاول ، تهران ، نشر آرويج ، چاپ اول ، 1380، ص
99.44) افشار سيستاني ، ايرج ، مقدمه اي بر شناخت ايلها و عشا ير ايران ، تهرا ن ، انتشارات هما ، 1366 ، ص
26.45) باقري ، همان .
46) مكي ، حسين ، خاطرات سياسي ، تهران،انتشارات علمي ، چاپ اول ، 1368 ، صص 429-428.47) رائين ، اسماعيل ، اسناد خانه ي سدان ، تهران ،بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، چاپ دوم 1358، ص 29 .
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 25 تیر 1390 ، 16:00)
نظرات
فيد RSS براي نظرات اين مطلب