شاد اُویده شادونهِ *** پر جیواس رازُونهِ . . . . .خوش اٌویدی . . . . .باد نّوُردِت که بِدُم باد بّرِت *** هستی ونیستیمِ نُهادُم سّرِت . . . . .بادِلِ صافِت ،مُونِه وّندی به اّو *** شانِس مُو از روزِ اّوّل رّه بِخّو . . . . .اّرتو بِیفُتی بِه اّوُ، ری ِز دست***خیلی اِبُوم مُو، نامرد وپّست . . . . .مُو خار حُوشک کنگرُم که باد ایا و ایبرُم ***زیر درخت بـنیُو بُو بـّنیو گرهدُمـه
آ خـــــــــریــــن مــــطـــا لـــــــــو
     

درويش علي

   

  در سال 1830 م/ 1246هـ . ق يك افسر و جاسوس يهودي الاصل انگليسي بدست چند نفر از بختيا ريها افتاده و كم كم به آنها انس پيدا كرده وحتي با يك زن بختياري ازدواج نمود .

 او خود را به عنوان مسلمان در ميان عشا ير اين منطقه جا زده و توانست به صورت  درويش وتحت نام « درويش علي » سالها در ميان آنها زندگي كند . 53

 او بقدري نقش خود را در لباس درويشان با مهارت با زي مي كردكه يكبا ر در تبريز در مقابل چند انگليسي شروع به « هو ، حق » گفتن نمود و چنان كارش را طبيعي انجام داد كه تا خود را معرفي نكرد و به زبان انگليسي سخن نگفت ، آنها به هويت او پي نبردند . 54

به نوشته ي خان ملك ساساني  بعد از ورود مستر لايارد به آن صفحات ماموريت درويش علي پايان يافته به لندن احضار گرديد .  55

پس از مدتي وي از زندگاني ايلي و زن بختياري خويش خسته گرديد و به فكر مراجعت به وطن افتاد .

او به طرابوزان سفر كرده و از آنجا ضمن فروش الاغ و چند شيلينگ منفعت بردن ، با كشتي به انگليس رفت . بنوشته ي شيل وي مردي فوق العاده بوالهوس بود كه سالها طولاني از عمر خود را با لباس مبدل و نام درويشعلي در ميان طوايف مختلف مشرق زمين سپري نمود . 57

 نام واقعي واصلي اين شخص هر گز روشن نگرديده است .

 

 

محقق : دکتر غفار پور بختیار

تنظیم : گروه آسماری بختیاری

 

 

53) كرزن ، جرج . ن ، ايران و قضيه ي ايران ، ترجمه ي غلامعلي وحيد مازندراني ، ج 2 ، تهران ،انتشارات علمي و فرهنگي   چاپ چهارم ، 1373 ، ص 351.54) شيل ، ليدي ، خاطرات ليدي شيل ، ترجمه ي حسين ابو ترابيان ، تهران ، نشر نو ، چاپ اول ، 1362 ، ص 190 .55) ساساني ، خان ملك ، دست پنهان سياست انگليس در ايران ، انتشارات بابك ، چاپ سوم . 1362 ، ص 23 .56) شيل ، همان ، ص 190 .57) همان .

 

آخرین بروزرسانی (شنبه ، 25 تیر 1390 ، 16:47)

 

اضافه‌ كردن نظر