شاد اُویده شادونهِ *** پر جیواس رازُونهِ . . . . .خوش اٌویدی . . . . .باد نّوُردِت که بِدُم باد بّرِت *** هستی ونیستیمِ نُهادُم سّرِت . . . . .بادِلِ صافِت ،مُونِه وّندی به اّو *** شانِس مُو از روزِ اّوّل رّه بِخّو . . . . .اّرتو بِیفُتی بِه اّوُ، ری ِز دست***خیلی اِبُوم مُو، نامرد وپّست . . . . .مُو خار حُوشک کنگرُم که باد ایا و ایبرُم ***زیر درخت بـنیُو بُو بـّنیو گرهدُمـه
آ خـــــــــریــــن مــــطـــا لـــــــــو

ديويدلو ريمر

         

سروان « ديويد لوريمر» 106 همكار ويلسون و يكي از اعضاي اداره ي سياسي هند بريتا نيا بود . 107 

وي شخصي دانشمند و علاقه مند به زبان  ، كتب ، فرهنگ و تمدن مردمان بومي بود . هنگا ميكه وي نخستين بار وارد اهواز شد ماموريت يافت تا بيشتر اوقات خود را صرف مسافرت به نواحي بختياري و ايجاد مناسبات نزديك با بختياريها  توسعه ي منافع انگليس در خوزستان نمايد كه از جمله ي اين منافع مي توان به ايجاد يك مسير كشتيراني در اهواز اشاره نمود. 108 

 پس از اينكه لوريمر به سمت كنسول انگليس در محمره ( خرمشهر )منصوب گرديد ، حكومت هند انگليس تقاضا كرد تا مسئله نفت بختياري بجاي اينكه به سفارت انگليس در تهران محول شود به لوريمركنسول خرمشهر واگذار گردد . 109 لذا او در مسئله ي نفت نقش زيادي ايفا كرد و در پائيز 1906 م /1324 هـ .ق به منطقه بختيا ري سفر كرد ه و به خواسته هاي خوانين بختيا ري گوش فرا داد. او سپس تقاضاي آنها را  در رابطه با حفاظت از ميادين نفتي عمليات با شركت سنديكاي امتيازات مطرح نمود . 110

اهميت روابط نزديك و صميمانه با عشايربختياري در آن هنگام ، بدين خاطر بود كه به علت  فقدان اقتدار يك دولت مركزي در آنجا ، بازرگاني در راهاي خشكي دريد قدرت عشاير بود . بويژه آنكه مسيرراه اصفهان كه عمده اجناس بازرگانان انگليسي به آن شهرفرستاده مي شد از قلمرو عشاير بختياري مي گذشت.111

لوريمر كه بعد ها به مقام كنسول  انگليس در كرمان منصوب شد ، 112 به واسطه ي  علاقه به امور علمي و فرهنگي ، مكرراً ميان بختياريها  رفت و آمد نموده و درباره ي ادبيات ، گويش و ساير ويژگيهاي آنها تحقيق نمود . بويژه گويش بختيا ريها سخت مورد توجه و بررسي او قرار گرفت و نتايج مطالعاتش در اين مورد در نشريه ي انجمن پادشاهي آسيايي منتشر گرديد .

او در مقاله ي تحقيقي خود نشان داد كه گويش بختياري دراصل ايراني و آميخته با كلماتي از پهلوي قديم و همچنين مخلوطي از واژه هاي عربي ، تركي و كردي است كه ريشه ي قومي و عشيره اي دارد . 113

محقق : دکتر غفار پور بختیار

تنظیم : گروه آسماری بختیاری

 106)DAVID  R  LORIMER.107)رايت،ص169.108)همان.109)گارثويت،تاريخ سياسي اجتماعي بختياري،ص216.110)همان .111)رايت،ص170. 112) بيات ،كاوه ( مترجم ) جنگ جهاني در جنوب ايران ( گزارش سالانه ي كنسولگري بريتانيا در بوشهر )،ج 3 ، بوشهر ، ناشر كنگره ي بزرگداشت هشتا د مين سالگرد شهادت رئيس علي دلواري ،  چاپ اول ، 1373 .

113) لا يارد و . . . ، سيري در قلمرو بختيا ري و عشاير بومي خوزستان ، ص 265

آخرین بروزرسانی (چهارشنبه ، 29 تیر 1390 ، 21:55)

 

اضافه‌ كردن نظر