بررسي زندگاني سياسي, اقدامات و اسرار قتل حسينقلي خان ايلخاني بختياري(3)
دکترغفار پور بختيار عضو تمام وقت هيئت علمي
همكار طرح :
عباسعلي رضوي عضو تمام وقت هيئت علمي
حسينقلي خان بختياري فرزند جعفرقلي خان دوركي و بي بي شاه پسند دختر علي صالح آل جمالي(1) در سال 1237 ق متولدگرديد.(2)
پدرش جعفرقلي خان درسال 1252 ق هنگامي كه حسينقلي شانزده ساله بود در جنگ منار توسط همنامش جعفرقلي خان بهداروند به قتل رسيد.(3)
لذا او و برادرنش تحت سرپرستي عمويشان كلبعلي خان قرارگرفتند. اما مدت زمان زيادي نگذشت كه ميان آنها و عمويشان اختلاف ايجاد شد. حسينقلي خان با سياست و دورانديشي خود را به منوچهرخان معتمدالدوله ي ارمني حاكم اصفهان نزديك نموده و توانست درسال 1262 هـ. ق در سن 24 سالگي حكومت منطقه ي بختياري را به اسم يكي ازعموهاي پيرش به نام مهديقلي خان گرفته ولي خود عملاً اداره ي امور بختياري را برعهده بگيرد.(4)
اوسپس به منازعه با كلبعلي خان برخاسته و او را شكست داد. با پيروزي بر عمو راه براي او هموارگرديده و از آن پس پله هاي ترقي و موفقيت را يكي پس از ديگري طي نمود. مدتي بعد طايفه ي چهارلنگ را تحت انقياد خود درآورده و سرانجام با دستگيري موسي خان بابادي و تحويل او به دولت قاجار بر طايفه ي بابادي استيلا پيدا نمود.(5)
سركوبي شورشيان و مخالفان دولت مركزي، ايجاد امنيت و ثبات درمنطقه ي بختياري، شركت در جنگ ايران و انگليس به حمايت از دولت قاجار در سال 1273 هـ. ق و خيلي اقدامات و خدمات ديگر وي باعث ترقي جايگاه و افزايش محبوبيتش نزد دولت قاجارگرديد. لذا در ربيع الثاني 1279 هـ. ق ازطرف آن دولت لقب ناظم بختياري را دريافت نمود.(6) و سپس پنج سال بعد درشعبان 1284 هـ. ق فرمان ايلخاني كل بختياري ازجانب ناصرالدين شاه قاجار براي وي صادرگرديد.(7)
حسينقلي خان از آن پس به مدت 15 سال دراوج نفوذ و اقتدار بود تا اينكه درسال 1299 هـ.ق از طرف ظل السلطان حاكم اصفهان و ايالات جنوبي ايران به اصفهان احضارگرديده و در27 رجب همان سال درآنجا به قتل رسيد.(8)
پـي نـويـس هـا
1) سردار ظفر بختياري، خسرو خان، يادداشت ها و خاطرات، تهران، انتشارات يساولي
‹فرهنگ سـرا›، چاپ اول، 1362، صص 36-35 ؛ گارثويت، جن راف، بختياري در آئينه ي تاريخ، ترجمه ي مهراب اميري، تهران، انتشارات آنزان و سهند، بي چا، 1375، ص 86 ؛ مكبن روز، اليزابت، با من به سرزمين بختياري بياييد، ترجمه ي مهراب اميري، تهران، انتشارات سهند،چاپ اول،1373، ص 166
2 ) گارثويت، چن راف، تاريخ سياسي اجتماعي بختياري، ترجمه ي مهراب اميري، تهران، انتشارات سهند، چاپ اول، 1373، ص 141.
3) سردار ظفر، ص36؛ گارثويت، تاريخ سياسي اجتماعي بختياري، همان.
4) مكبن روز، همان؛ سردار ظفر، ص 48.5) ميرزايي دره شوري، غلامرضا، بختياري ها و قاجاريه، شهركرد، انتشارات ايل، بي چا، بي تا،
ص 149.Garthwaite, Gen, R,The Bakhtiyari Ilkhani: An
5 Illusion Of
(6 Unity.Int.J.Middle East Study.8(1977) P.151 و گارثويت، بختياري در آئينه ي تاريخ، صص 95و87 و 19.7)
7)گارثويت، همان، ص96 ؛ ميرزايي، ص 150 ؛ Garthwaite , Ibid, p.151.8)
8)سيري در قلمرو بختياري و عشاير بومي خوزستان، لايارد، استاك، بيشوپ، لينچ، ويلسون، ترجمه و حواشي از مهراب اميري، تهران، انتشارات فرهنگسرا، چاپ اول، 1371 ، ص200.
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 3 مرداد 1388 ، 15:05)
نظرات
نوشتن در باره ی مردان تاریخ ساز بختیاری کاری مورد نیاز و بسیار پسندیده است.بدیه است انچه در این مورد ضرورت دارد رعایت درستی وبیطرفی در ارائه ی آگاهی هاست.در مطلب بالا -شاید به لحاظ کوتاه نویسی از بسیاری کارهای نه چندان پسدیده ی خان پیش از به قدرت رسیدن،صرف نظر شده است.این کار به داقت نویسنده ی محترم آسیب می رساند.
شاید بهتر بود در این مقاله پر طرفدار
نام سرکوب ها و ستیز های حسینقلی خان با آعلیداد(نه دال)بازگو می شد و همچنین بازگویی اینکه ملاعالی از بزرگانی بود که باعث به قدرت رسیدن فرزندان جعفرقلی خان شد در این مقاله لازم است
بازگویی وقایع به طور کامل باعث گمراه نشدن خواننده مطلب می شود.
با تشکر شاهنامه خوان
فيد RSS براي نظرات اين مطلب