شاد اُویده شادونهِ *** پر جیواس رازُونهِ . . . . . . . . . . . . . .**خوش اٌویدی**
آخرین مَـطـا لــَو

سامان فرجی بیرگانی

 

ـ انجمن آسماری

 سد کارون 3 که به عنوان یکی از افتخارات صنعت سد سازی و مهندسی کشورمعرفی می شود درسال 1383و آخرین سال ریاست جمهوری سید محمد خاتمی  به بهربرداری رسید.

ساخت این سد، جایگاه کشور ایران را از رتبه سی و دوم صنعت سدسازی به رتبه سوم جهان ارتقا داد . مهندسی پیچیده ،حجم عظیم خاکبرداری و بتن ریزی، بیشترین میزان تولید برق نسبت به سدهای مشابه و احداث بزرگترین پلهای قوسی ساخته شده در کشور، از ویژگی ها ی این پروژه ذکر شده است ، که درمجموع به آن لقب بزرگترین پروژه عمرانی و شاهکار مهندسی کشور داد.

 اما ماجرای سد کارون 3 به همین جا خاتمه نمی یابد، به رغم تبلیغات گسترده ای که در سالهای اولیه  در مورد مزایای آن انجام شده ،  پی آمدهای مختلف احداث این پروژه عمرانی ، بروضعیت معیشت اهالی، اکو سیستم و هویت تاریخی  منطقه و روستاهای اطراف آن موضوعی است که از بدو امر موردغفلت قرار گرفت وتاکنون نیزبدان پرداخته نشده است. نوع تعامل سازندگان این پروژه با اهالی محدوده آن نیز نارضایتی های فراوانی را ایجاد کرده است و پس از گذشت 5سال از احداث آن، روز به روز ابعاد تازه تری  از اثرات زیانبار این پروژه ملی  آشکار می شود.

مردم شهرهای ایذه و باغملک که در زمان افتتاح این پروژه بزرگ، از اجرای چنین طرحی در نزدیکی محل سکونتشان برخود میبالیدندد، امروز با آشکار شدن تدریجی مضرات آن نا خرسندی خود را ابرازمی کنند. اثرات زیانبار:الف فرهنگ ـ تاریخ اولین معترضان احداث سد کارون 3 ، فعالین و دوستداران  میراث فرهنگی بودند که در مورد به زیر آب رفتن آثار ومحوطه های تاریخی حاشیه رودخانه کارون هشدارهای جدی دادند. البته این هشدارها راه به جایی نبرد وبه رغم اعتراضات مردم و علاقه مندان به تاریخ، سازمان میراث فرهنگی و شرکت «آبنیرو»، با تعلل بسیار واز دست دادن فرصت14 ساله، در آخرین روزهای منتهی به آبگیری این سد،در اقدامی  شتابزده و پر حرف و حدیث  به عملیات نجات بخشی (نه کاوش علمی) قسمت کوچکی از این محوطه های باستانی دست زد و  در و کاوش ده ها محوطه ی  پر اهمیت  دوره های الیمایی و ایلامی در حالی نیمه کاره رها شد، که بسیاری از رازهای سربه مهر تاریخ ایران را برای همیشه در عمق دریاچه کارون 3 مدفون گذاشت. هنوزهم با گذشت 5 سال از عملیات نجات بخشی ، در مورد418  قلم شی باستانی به دست آمده در این منطقه  ، نه تنها هیچ گزارشی به علاقه مندان ارایه  نشده است، بلکه از محل نگهداری این اشیا نیز اطلاع موثقی در دست نیست .

ایلناز امامی پژوهشگر دوره « الیمائید ها» در مورد اهمیت محوطه های تاریخی غرق شده در دریاچه سد کارون 3 می گوید: «با توجه به محدودیت گستره قلمرو حکومت «الیماییدها» و محدودیت منابع تاریخی و آثارمربوط به این دوره ،  کاوش دقیق این محوطه ها می توانست نقاط مبهم این حکومت مستقل محلی را روشن کند.

 وی با یادآوری نظریه ای که برخی اقوام  کنونی ساکن در خوزستان را بازمانده الیمائیدها می داند،  روشن شدن  رازهای دوره  «الیمائید» را برای تبار شناسی وشناخت تاریخ  ساکنان فعلی خوزستان و برخی استانهای همجوار را حایز اهمیت فراوان دانست.

 علاوه برمحوطه های الیمایی ـ اشکانی  وایلامی،آثار تاریخی دیگری از جمله  پل تاریخی (شالو) یا« دروازه بختیاری» که به لحاظ اهمیت سوق الجیشی نزد عشایر بختیاری ومردم شمال خوزستان دارای جایگاه ویژه ای بود، به رغم امکان جابه جایی و فرصت فراوان و اصرار مردم منطقه و دوستداران میراث فرهنگی در مورد نجات این اثر تاریخی، نجات بخشی این نماد محلی نیز به دلایل نا معلومی راه به جایی نبرد و همچون سایر آثار تاریخی منطقه در دریاچه سد مدفون شد.این پل که به دستور و هزینه سردار اسعد بختیاری و توسط شرکت انگلیسی لینچ درسال 1903  و به منظور سهولت رفت و آمد عشایراحداث گردید ، نمونه ای از عمران و آبادی حاکمان محلی وسردار مشروطه  محسوب میشد وموقعیت مهم آن به عنوان گلوگاهی که در حوادث پرفراز و نشیب یک قرن اخیرعشایر بختیاری،  نقش آفرینی  می کرد تشخص وجایگاه ویژه ای برای آن در نزد اهالی بوجود آمده بود .

ب ـ مردمآموزش ـ درمان  با آبگیری سد کارون 3تعداد 63 آبادی شامل 1291 قطعه زمین کشاورزی و مسکونی به زیر آب رفت تعداد روستاهای غرق شده  در دریاچه سد کارون به گفته آقای حسینی بخشدار دهدز 35 آبادی ذکر شده، اما اهالی  28 روستای دیگر حاشیه این«سد» نیز اگرچه منازل مسکونیشان به زیر آب نرفت ، اما با به زیر آب رفتن  زمینهای کشاورزی،  قدرت تولید ومشاغل خود را از دست دادند وبه مردمانی بدون زمین تبدیل شده اند، که چاره ای جز مهاجرت را در آینده خود نمی بینند.  روستاهای لیرسیا ه، شاهپوریها، دره خون، غریبیها ،خدابخشی ها ،میراحمد ،زندیها و..از مهمترین مراکز تولیدات کشاورزی بودند که با زیر آب رفتن اراضی کشاورزی تولید در آنها به نقطه صفر رسیده است.  آمارهای رسمی که در زمان افتتاح سد ارایه شد از جابه جایی اجباری جمعیتی 15000نفره خبر می دهد. براساس آمار دیگری آبگیری «سد »کارون3 به از دست رفتن شغل 8000 تن از کشاورزان منطقه منجر شد. اما این آمارها هم همه ابعاد وضعیت جدید را مد نظر نداشته و فقط تعداد کسانی را لحاظ کرده  که در 35 روستای به زیر آب رفته محل تشکیل دریاچه «سد» ساکن بوده اند وجمعیت عشایری که به صورت فصلی از مراتع سرسبز محدوده یاد شده بهره مند می شدند وهمچنین جمعیت روستاهای متاثر از احداث سد ، که زمینهای کشاورزی و یا جاده های دسترسی را از دست داده اند را شامل نشده است .

عمل نکردن شرکت« آبنیرو» مجری پروژه سد کارون 3 به تعهدات خود، در احداث مجدد زیر ساختهای آموزشی و درمانی و...پرداخت منصفانه وکامل بهای اراضی محدوده این «سد»، پس از گذشت 5 سال، دلایل اصلی مهاجرت و نارضایتی مردم منطقه محسوب می شود.«مهندس حسینی» بخشدار «دهدز» بخشی از  تعهدات شرکت« آبنیرو» مجری پروژه سد کارون 3 را ساخت جاده های دسترسی واحداث13 مدرسه جایگزین برمیشمرد، که تاکنون تنها 1مدرسه ساخته شده است.

  انجام نشدن این تعهدات مشکلات آموزشی بسیاری برای فرزندان بازماندگان این جابه جایی بوجود آورده است. بخشدار دهدزیکی دیگر از تعهدات «شرکت آبنیرو» را احداث  مرکز درمانی عنوان کرد که با وجود نیاز شدید اهالی  هنوز احداث نشده است ، حسینی همچنین ساخت 60 کیلومترجاده روستای «شیوند» تا لردگان را از دیگر تعهدات شرکت «آبنیرو» ذکر کرد که به رغم تذکر«آقای حجازی» استاندار خوزستان ، این شرکت هنوز از احداث آن شانه خالی می کند.مهندس حسینی باقی ماندن وضعیت دهدز در سطح «بخش» و ارتقا پیدا نکردن آن به «شهرستان» را در تقسیمات کشوری ، یکی دیگر از معضلات منطقه می داند که در صورت تحقق آن  امکان افزایش امکانات و اعتبارات و کاهش مهاجرت را میسر میکند.

پراکندگی اجتماعی ـ معیشت ـ مهاجرت

با بوجود آمدن دریاچه عظیم سدکارون 3 سایر روستاهایی که در ارتفاعات واقع شده بودند و زمینها و خانه های کشاورزی اهالی آن به زیر آب نرفت ، با مشکل قطع جاده های دسترسی و غرق شدن این جاده ها در دریاچه سد مواجه شدند. این امر رفت آمد و دسترسی به مناطق بهره مند از امکانات وبازارهای فروش محصولات کشاورزی را بامشکلات بسیاری مواجه کرده است ، مشکلات بوجود آمده حمل ونقل به بالا رفتن قیمت تمام شده محصولات کشاورزی وافزایش هزینه های زندگی اهالی منجرشده است.به طوری که کمترین نوسان قیمتها در بازار، تولید محصولات کشاورزی را برای اهالی زیان آور میکند.اختلال در رفت و آمد اهالی بر امکاناتی نظیر آموزش و درمان تاثیر سوء گذاشته است ودلیل مضاعفی برکوچ ناخواسته و روی آوری به حاشیه نشینی شهرها را برای همسایگان این پروژه ملی را رقم زده است.

 خیل عظیمی از مردم بدون شغل، بدون مسکن ودور افتاده از جایگاه آبا و اجدادی، که به حاشیه نشینی شهرهای ایذه باغملک و اهواز رامهرمز و شهرکرد روی آورده اند، حاصل احداث این پروژه ی عظیم ملی است که به فاصله چند سال اثرات زیانبار  آن رفته رفته نمایان می شود.تاثیرات منفی این پراکندگی اجتماعی و قومی، هم برای مهاجران و هم برای شهرهای میزبان به وضوح قابل مشاهده است.

 برای نمونه 35درصد از ساکنان خانه های تخریب شده در منطقه حصیر آباد اهواز که به صورت غیر مجاز در حاشیه شهر اهوازاقدام به ساخت و ساز نمودند جزو اهالی سابق روستاهای محدوده سد کارون 3 می باشند.   

خانعلی حسینی ساکن فعلی منطقه «کوت عبد ا..» اهواز و کارگر ساختمان و از ساکنین سابق روستای به زیر آب رفته « تسبیح» می گوید :در ازای  اراضی  مرغوب کشاورزی مان که در 12ماه سال قابل کشاورزی بود فقط  هر متر 1150تومان پرداخت شد و در مقابل اراضی در جه 2 هر متر 130 تومان وی در ادامه می افزاید : بعد از به زیر آب رفتن  این روستاها  میانگین مبلغی که شرکت «آب نیرو» در مقابل همه دارایی ها و املاک یک خانوار داده است بین 6 تا 8 میلیون تومان بوده، که دارنده آن ، با این پول تنها میتوانست یک قطعه زمین مسکونی در «دهدز» بخرد ، بسیاری از خانواده ها در حالتی قرار گرفتند که از یک خانوار صاحب شغل ،خانه ، زمین کشاورزی و باغ و مرتع در روستای محل زندگی خود، به یک خانواده آواره، بدون شغل بدون مسکن و بدون زمین زراعی با انبوهی از مشکلات و فشار روانی مهاجرت نا خواسته و انطباق با شرایط فرهنگی جدید مواجه شدند. وی که پس از آبگیری سد کارون3مجبور به مهاجرت و حاشیه نشینی در اطراف اهواز شده است میگوید:  هر وقت به شهر خود برمی گردم و به گردنه «داوودی ها» میرسم ونگاه به دریاچه سد می کنم گریه ام میگیرد.زیرا ناخواسته به این مهاجرت تن داده ام وهمه خاطرات من به زیر آب رفته است.

خانم زندی از اهالی روستای در بن بست قرار گرفته «شیوند» که جاده های دسترسی آن بر اثر ایجاد دریاچه به زیر آب رفته است ، در مورد امکانات درمانی منطقه می گوید: اگر یک بیمار اورژانسی یا یک زن آبستن در این روستاها باشد تا زمان ساعت حرکت قایقهای شرکت «آبنیرو» باید منتظر بماند که پس ازصرف این مدت دیگرهیچ تضمینی برای سلامت فرد وجود ندارد، به همین دلیل خانواده هایی که بیماران مزمن دارند معمولا دست به مهاجرت می زنند. نبود مدارس کافی ومراکز درمانی مناسب، بالا رفتن هزینه های زندگی، بیکاری ،فقر و اختلال در رفت و آمد عوامل تشدید مهاجرت مردم حوزه کارون 3 می باشد.

«سید مردعلی حسینی» ساکن فعلی «گاومیش آباد»اهواز ویکی دیگر از مهاجران ناخواسته احداث این پروژه که از اهالی روستای به زیر آب رفته «سادات حسینی» است میگوید :تا پیش از به زیر آب رفتن اراضی کشاورزیم ، در روستای خودمان  برنج می کاشتم و همه اهل آبادی از بستگان درجه یک من بودند، اما وقتی که روستا به زیر آب رفت مجبور شدم به دهدز بروم، مدتی بیکار بودم ، تا اینکه در کارخانه آجر«جنگیه» اهواز به عنوان کارگر،  شغلی پیدا کرده وبه اهواز مهاجرت کردیم ،در آمد فعلی من ماهیانه  280000تومان است که قسمتی از آن در ازائ اجاره خانه پرداخت میکنم، با خانواده پدر همسرم در یک خانه زندگی میکنیم ، بچه ها به زندگی دراهواز عادت ندارند و مجبورم هر چند وقت یکبار آنها را پیش بستگانم  به« ایذه » ببرم، با وجود هزینه سنگین واینکه زندگی حتی در ایذه هم برایمان سخت است در وضعیت بدی قرار گرفته ایم ، از یک طرف بچه ها تحمل شهر غریب را نمی کنند و ازطرفی تا کی می توان به دیگران زحمت داد ، خدا راشکر که من توانستم کاری پیدا کنم خیلیها همین مختصر راهم ندارند .

«آقای حیدری» از ساکنان پیشین روستای «رکعت» و کارگر فصلی کنونی در چهار راه آبادان می گوید: ما در همان زمان هم  با نحوه  قیمت گذاری اراضی مخالف بودیم و حاضر به دریافت مبلغ محاسبه شده توسط شرکت « آبنیرو » نشدیم اما مبلغ را به حساب دادگاه ریختند و پس از به زیر آب رفتن روستا، مجبور به دریافت آن شدیم. بعضی خانوارها که حاضر به خالی کردن منطقه نبودند تا هنگام آبگیری سد حاضر به ترک خانه خود نشدند و تا وقتیکه آب وارد حیاط خانه ها شان شد مقاومت کردند،  ولی آخرمجبور شدند بروند کوه، وی در ادامه می گوید هنگام  افتتاح« سد»  ، تلوزیون مدام تصویر توربینهای بزرگ و پلهای قوسی را نشان میداد، ما هم فکر میکردیم کارمهمی برای ما شده است و  وضعیت بهتر می شود، می گفتند مردم روستاهایی که زیر آب می روند را در «سد» استخدام می کنند اما بیشتر آنهایی که استخدام شدند از شهرهای دیگر آمدند و حتی از مردم ایذه هم نبودند، مبلغی که به مردم داده شد در ازای هر متر زمین 700 ریال بود که به پول سال 83 قیمت دو عدد تخم مرغ بود و برای هر درخت ثمردار 7000 تومان دادند در حالیکه ارزش 30کیلو میوه ای که روی همان درخت بود بیشتر میشد .

«مهندس محمدی» فرماندار ایذه در خصوص مشکلات بوجود آمده برای اهالی می گوید .«یکی از فازهای تکمیلی احداث این پروژه آبیاری کردن زمینهای زراعی دشت ایذه بود که در صورت تحقق آن و مدیریت صحیح، تاحدودی می توانست اثرات سوء اجتماعی و اقتصادی این« سد» را بر معیشت مردم کاهش دهد، اما تعجیل وزارت نیرو درافتتاح سد، آبیاری کردن دشت ایذه را به فراموشی سپرد»اگرآبیاری دشت ایذه را یکی از فازهای تکمیلی این پروژه بدانیم با این حساب با توجه به عدم تحقق آن تا کنون، نباید ادعا کرد که سد کارون 3 تکمیل شده است. احتمالااهمیت تبلیغی افتتاح پروژه سد کارون3 در آخرین ماه های  دولت پیشین و غفلت مسوولین ونمایندگان وقت شهرستان ایذه دست به دست هم داد تا از بهره برداری از این مرحله حیاتی غفلت شده ونسبت به حق مردم منطقه چشم پوشی گردد . مسئله ی دیگری که هیچگاه به آن پرداخته نشد و شرکت آبنیرو آنرا به رسمیت نشناخت، آسیبی بود که احداث این سد بر مراتع و محل زندگی عشایر وارد آورد، متاسفانه چون مشکلات عشایر فاقد متولی است ، هیچ تمهیدی برای جایگزینی مراتع و محل سکونت آنها نشد.

با توجه به اینکه از دیرباز یکی از مشاغل مهم منطقه، دامداری  بوده و مراتع دامداران و محل زندگی و مسیرها ی کوچ در این منطقه به زیر آب رفت ، هیچ آمار دقیقی از میزان خسارات دامداران در دست نیست، اما نکته قابل وضوح، کاهش چشمگیر تولیدات دامی و شغل دامداری در منطقه است . ز  دیگر گلایه های مردم ایذه اشتغال افراد غیر بومی پس از تکمیل پروژه و در مرحله بهره برداری است به گفته مردم و مطلعین  در طول زمان احداث پروژه کارون3 تعداد 61نفر از کارگران شاغل درآن  که عمدتا جزو اهالی بومی بودند در حوادث مختلف آن جان باختند، اما پس از افتتاح این پروژه وسهولت کارها،  در زمان بهره برداری به رغم آمار بالای بیکاری در این شهرستان،اکثر نیروها از استانهای همجوار جذب شد.   

هزینه ساخت سدکارون 3مبلغ 725 تا 800میلیارد تومان عنوان شده است از طرفی با احتساب مبلغ 250میلیارد تومان ارزش برقی که  در هر سال توسط این سد تولید می شود، برگشت سرمایه ساخت این سد برای «شرکت توسعه منابع آب  ونیرو » کمتر از 4 سال بوده است با توجه به زمان راه اندازی «سد» در سال 1383 تا کنون شرکت «آبنیرو» در ازای فروش برق تولیدی به 100در صد  سرمایه خود دست یافته است. اما به رغم 5سال که از به زیر آب رفتن اراضی کشاورزی، مراکز آموزشی وجاده هاو زیرساختهای زندگی مردم ، این شرکت از تعهدات خود دراحداث مجدد آنها سر باز می زند، به باور فرزین حاتمی کاکش جامعه شناس  واستاد دانشگاه، بازسازی امکانات معیشتی و اجتماعت انسانی محدوده سد کارون 3 و ایجاد فرصتهای شغلی نیزمی بایست در شمار تعهدات سازندگان این پروژه لحاظ می شد تا آسیبی به هویت قومی مردمان ابن مناطق وارد  نشود .

ج خسارات زیست محیطی:به گزارش« کانون دیده بانان زمین»  منطقه اطراف سد  از آذرماه سال 1386 تا کنون دچار زمین لغزشهای شدید شده است که از آن جمله می توان به زمین لغزشهای اسفند 86 که براثر آن در قسمتی از کوه رانش ایجاد شد ه اشاره کرد ، همچنین غرق شدن اراضی جنگلی  و خفگی ریشه درختان در آب موجب از ازبین رفتن هزاران اصله درخت بلوط شده است که این امر به اکوسیستم باستانی این جنگلها ضربات جبران ناپذیری وارد آورده است وهم اکنون منطقه  جنگلی به فاصله پنج کیلومتری روستای «دهنوبارز» کاملا خشک و بیابانی شده است در حالیکه این منطقه قبلا پوشیده از درختان بلوط بوده است . 

 از بین رفتن ذخیره گاههای طبیعی وجانوری و مراتع  از دیگر خسارات زیست محیطی این پروژه است و این در حالیست که به دلیل ساختار زمین شناسی،اشکال توپو گرافی و نوع اقلیم این قسمت از زاگرس جزو مناطق شکننده و آسیب پذیر محسوب می شود .جمع بندی موارد فوق ما را با این پرسش مواجه می کند که آیا می توان با استناد به تولید هزار مگاواتی  برق  در «سد کارون 3» فهرست بلند اثرات زیان آور این پروژه  را نادیده گرفت؟ و احداث این پروژه را عملی موفق دانست؟

با توجه به درآمد سرشارشرکت« آبنیرو» از محل فروش برق تولیدی، چرا عزم جدی برای  جبران خسارتهای اهالی منطقه وجود ندارد؟

 آیا مسوولین وزارت نیرو تمهیدی برای جلوگیری از تکرار خسارات مشابه در مورد سایر سدهای در حال احداث بر رودخانه های منطقه  اندیشیده اند؟

با توجه به احداث سدهای کارون 1 کارون2 کارون 4خرسان 1 خرسان 2 خرسان 3 سد بازفت، سد بختیاری ، سد گتوند علیا وسد بیرگان درآینده نزدیک، می بایست به انتظار چه تعداد از ساکنان آسیب دیده محدوده احداث این سدها بنشینیم؟ 

سکوت و کوتاهی در جبران خسارات آسیب دیدگان سد کارون 3 بیم تسری و تکرار این مشکلات را برای تعداد بیشتری از ساکنان محروم  زاگرس میانی در آینده نزدیک  گوشزد می کند.

آخرین بروزرسانی (سه شنبه ، 6 مرداد 1388 ، 14:53)

 

نظرات  

 
# پنجشنبه, 22 مرداد 1388
آزموده را آزمودن خطاستwww.lorestan11.com
پاسخ
 
 
# سجاد دوشنبه, 09 شهریور 1388
دوستان دقیقا زمانی که می خواستند کارون3 رو بزنند چند تن از بزرگان بختیاری همین مشکلات رایاد آور شدند ولی دولت اصلا به حرف آنها گوش نداد.
خیلی از بختیاری ها اون زمون با دولت درگیر شدند.
واقعا که ما بختیاری ها و در کل ملت لر شدیم بازیچه یه مشت فارس و دولت ایران.
پاسخ
 
 
# جمعه, 14 اسفند 1388
کاربر محترم قومیتها همه محترمند مسئله ملی ما ایران است لر و فارس ندارد لر بدون ایران مانند ادمی بی شناسنامه است گویش زبان بختیاری از زبان پارسی کهن است که از افتخارات ماست لطفا کمی اهسته تر و با تامل برو زیرا هرکه تند راند زود ماند و یا رهرو انست که اهسته و پیوسته رود
پاسخ
 

اضافه‌ كردن نظر