شاد اُویده شادونهِ *** پر جیواس رازُونهِ . . . . .خوش اٌویدی . . . . .باد نّوُردِت که بِدُم باد بّرِت *** هستی ونیستیمِ نُهادُم سّرِت . . . . .بادِلِ صافِت ،مُونِه وّندی به اّو *** شانِس مُو از روزِ اّوّل رّه بِخّو . . . . .اّرتو بِیفُتی بِه اّوُ، ری ِز دست***خیلی اِبُوم مُو، نامرد وپّست . . . . .
آخرین مَـطـا لــَو

 توافقنامه 1905 م فقط به زبان فارسي تنظيم شده است و به اطلاع وزارت امور خارجه انگليس رسانيد كه دو شركت در منطقه بختياري به كار مشغول مي‌شوند.

1. شركت بهره‌برداري اوليه با مسئوليت محدود كه با سرمايه‌اي معادل ششصد هزار سهم يك ليره‌اي شروع به كار كرد كه از يك نوع اسهام آن (عادي) پانصدهزار سهم منتشر شده و همان وقت قابل پرداخت بود. اين شركت حق ايجاد بلوك‌هايي بالغ بر يك ميل مربع زمين را، كه از سوي شركت انتخاب مي‌شد،داشت وتمام آن در منطقه بختياري واقع شده بود.

2. شركت نفت بختياري با مسئوليت محدود نيز با چهرصدهزار ليره سرمايه،اسهامي مجاز يك ليره‌اي از نوع عادي كه سيصدهزار سهم از آن منتشر شده و درحال تماماً قابل پرداخت بود. اين شركت نيز حق بهره‌برداري از منابع نفتي را در منطقه بختياري به جز يك ميل مربع زميني كه از سوي شركت بهره‌برداري اوليه براي استفاده و عمليات انتخاب مي‌شد، داشت.[1]

البته ميزان اسهام منتشره از سوي شركت بهره برداري اوليه از زمان محاسبه پريس از 450000 ليره به پانصدهزار سهم افزايش يافته بود.با توجه به مطالب فوق ، شركت نفت ايران و انگليس ، ميزان اسهام خوانين بختياري را در شركت نفت بهره‌برداري اوليه بر اساس سه درصد از صد درصد ، پانزده هزار سهم و در شركت نفت بختياري نه‌هزار سهم اعلام كرد.همچنين قرار بر اين بود كه اگر اسهام بيشتري از اين دو شركت توزيع و پرداخت شود، خونين و اربابان بختياري محق باشند كه در صورت جريان نفت در لوله‌ها سه درصد از اضافه توزيع را نيز دريافت دارند.[2] 

رنكينگ در گزارش ديگري خطاب به سرجورج باركلي، بار ديگر فصل سوم قرارداد 1905 م مربوط به ميزان شراكت خوانين را در اسهام شركت يا شركت‌هاي نفتي منطقه را مورد بحث قرار داد و چنين اظهار كرد:« سهم خوانين نه از روي يك شركت يا شركت‌ها، بلكه بر اساس مقدار اسهام معمول منتشره كه كاملاً و تماماً پرداخت شده، بايستي حساب شود... خلاصه اينكه معلوم مي‌شود كه خان‌ها يك بحث كاملاً موجه بر اساس جمله‌بندي مربوط به فصول قرارداد را در ادعاي سه درصد از كل اسهام معمولي (عادي)منتشره دارند...»[3]

باركلي ديدگاه‌ها و نظريات رنكنيگ را براي وزير امور خارجه انگليس فرستاد و به اينكه قادر به تعبير و تفسير ماده دوم قرارداد 1905 م بين دارسي و خوانين نيست، اذعان كرد

گروه آسماری بختیاری



[1] -Ibid
[2] - Ibid
[3] -Ibid. No 14 Inclosure 1. Consul Ranking to Sir G. Barclay. Camp Isfahan, 4 August 1909.F.O.416/42

آخرین بروزرسانی (پنجشنبه ، 27 خرداد 1389 ، 16:37)

 

نظرات  

 
# لر بی خیال سه شنبه, 04 خرداد 1389
پیه خانا تش نگرهده چنده پیل داشتن
پاسخ
 

اضافه‌ كردن نظر