علماي اصفهان وخانهای بختياري درانقلاب مشروطه
داراب ظفریان*d آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
انقلاب مشروطه ، یکی از پدیدههای قابل توجه تاریخ معاصر ایران است که همچون سایر انقلابها برآیند شماری از زمینهها و عوامل گوناگون میباشد .
یکی از گروههای اجتماعی که در این نهضت نقش داشته ایل بختیاری بود . علل ورود بختیاریها موضوعی است که مورخان به صورت محدودتری نسبت به سایر عوامل به آن پرداختهاند . به خصوص به یکی از عوامل این حضور توجهی در خور نشده است و آن تأثیر ارتباط میان علمای اصفهان و بختیاریها ـ اعم از عامه مردم و خوانین بختیاری ـ به اتکاء باورهای دینی میباشد بی تردید روحانیت یکی از عناصر اصلی شکل دهندهی انقلاب مشروطه بودند
. علمای اصفهان نیز از دیر باز با ایل بختیاری که در همسایگی آنان زندگی میکردند ارتباط داشتند . این ارتباط به مرور از سطح مسائل صرف دینی به تحولات سیاسی و اجتماعی ارتقاء یافت به طوری که در جریان انقلاب مشروطه و پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و اعمال حاکمیت استبدادی در ایالتهای مختلف از جمله اصفهان ، علمای این شهر که دارای پیوند دیرینه با ایل بختیاری بودند ، به ریاست حاج آقا نوراله اصفهانی و آقا نجفی از خوانین و مردم این ایل برای حمایت از مشروطیت و عودت آزادی به ملت دعوت بهعمل آوردند . آنها نیز همراهی نموده و به این نهضت پیوستند و موجب رهایی اصفهان از حاکمیت استبداد شدند. انقلاب مشروطه ایران ، یکی از مهمترین وقایع اوایل قرن بیستم به شمار میرود ، به طوری که برخی از مورخان آن را سرآغاز تاریخ معاصر ایران میدانند . تکوین و پیدایش این انقلاب در ایران ، از علل و عوامل متعدد ، مشارکت گروهها و طبقات مختلف اجتماعی با آراء و افکار گوناگون و انگیزهها و اهداف متفاوت ریشه گرفت . عنصر دین ، باورهای ملی ، اندیشههای نو ، نقش آفرینی علماء ، آزادیخواهان ، منورالفکران و دیگر گروههای اجتماعی عناصر سازنده و شکل دهنده این انقلاب بودند . مجموعهی این مؤلفهها به کرات مورد باز خوانی قرار گرفتهاند . اما هنوز در پناه واکاوی انگیزهها و علل واقعی برخی رخدادهای آن عصر ، ناگفتههای مهمی آشکار میشود . گرچه به بعضی ازعوامل به مقتضای زمان و جایگاه آنها بطور قابل توجهی پرداخته شد . اما بعضی از رگههای اثر گذار تاریخی عمداً یا سهواً به وادی فراموشی سپرده شده یا بسیار کمرنگ بیان شده است ، به عنوان نمونه به " نقش بختیاریها " در انقلاب مشروطه به طور عام، نسبت به سایر عوامل کمتر توجه شده و از آن میان ، تأثیر ارتباط میان علمای اصفهان و خوانین بختیاری واثر گذاری باورهای مذهبی و پیشینهی دینی ، در این پیوند به ندرت مورد بررسی قرار گرفت .
به همین مناسبت در این پژوهش سعی بر آن است تا این خلأ در حد توان با اتکاء به منابع و مستندات تاریخی بازخوانی شود .بختیاریها و مشروطیت :ورود بختیاریها به صف مشروطه خواهان ، یکی از فرازهای تاریخ این ایل و یکی از عوامل در کنار سلسله علل انقلاب مشروطه ایران به حساب میآید . طرفداری ایل بختیاری از مشروطیت و قیام آن بر ضد دستگاه استبدادی یکی از مهمترین عواملی است که در تقدیرات آزادی ملت ایران تأثیرات بسزایی داشت وهر گاه بختیاریها بهیاری مشروطه خواهان بر نمیخواستند ظن قوی میرود که به این زودیها ملت ایران از چنگال استبداد رهایی پیدا نمیکرد . به همین جهت قیام قومی که کمترین آشنایی با افکار جدید نداشت واکثرخوانین متنفذآنها با دربار استبدادی سازش داشته واز اوامر دولت استبدادی اطاعت میکردند در خور مطالعه و تحقیق است .( ملک زاده ، 1383 : 1081 ).برخی نویسندگان سود مشترک انگلیسیها و بختیاریها در مخالفت با محمدعلی شاه و دشمنی فراوانی که میان بختیاریها که عموزادههای هم بودند را عامل همکاری آنها میدانند ( حائری ، 1364 : 19 ؛ گارثویت ، 1373 : 256 ). این نویسندگان ارتباط سردار اسعد باانگلیسها و ملاقات وی با " ادوارد گری " وزیر خارجه انگلستان درست قبل از اقدام بختیاریها و عوامل دیگر را دلیل قانع کننده این هدف مشترک میدانند ( ایوانف ، 1357 : 60 ـ 61 ). سردار ظفر انگیزهی خود را در پیوستن به قوای دولتی چنین بیان میکند : " ضدیتی بود که ما برادرها و بنی عمام با هم داشتیم " ( سردار ظفر ، 1354 : 23 ).ملکزاده نیز در کنار تاثیرگذاری ارتباط میان علمای اصفهان وبختیاریها علت دیگر ورود بختیاریها را اختلافات آنها میداند ( ملک زاده ، 1383 : 1081 ).
گروهی از پژوهشگران رابطه نامناسب بختیاریها با قاجارها و بخصوص قتل حسینقلیخان ایلخانی توسط آنها را انگیزه ورود به این قیام میدانند ( امان ، 1363 : 77 ). عدهای تلاش بختیاریها برای کسب قدرت رادر کنار دیگر عوامل ذکرمیکنند . سردار اسعد آزادیخواهی و علاقه به استقرار مشروطیت در ایران و مخالفت با استبداد را به عنوان انگیزه اصلی خود بیان می نماید (سردار اسعد ، 1376 : 178). پیشینه مذهبی بختیاریها :مردم چهارمحال و بختیاری پس از لشکرکشی ابو موسی اشعری به سال 23 هـ.ق دین اسلام را پذیرفتند ( آخوندی ، زمانی پور ، 1385 : 43 ). ایل بختیاری قبل از آن که تشییع در مملکت ایران رواج داشته باشد ، شیعی مذهب بودند و در مذهب خود ، کمال عصبیت را بهخرج میدادند . این مهم به دست سادات منطقه شوشتر صورت گرفت ( سردار اسعد ، 1376 : 51 ).و همه مدارک قرن هیجدهم نیز نشان میدهد که بختیاریها دارای مذهب شیعه اثنی عشری هستند ( گارثویت ، 1357 : 19 ). این موضوع در اغلب نوشتار و خاطرات سیاحان خارجی به منطقه بختیاری بیان شده است . بیشوب عشایر بختیاری را مسلمان و شیعه مذهب معرفی مینماید (ایزابلا ، 1375 : 189). و نشانههایی ازاعتقادات مذهبی مردم این منطقه را در خلال سفرنامهی او میتوان دید.وی درملاقات با حاج ایلخانی( امام قلیخان ) مینویسد « ... وی مسلمانی متدین است ، یک نسخه قرآن زیبا و تذهیب کاری دارد که بیشتر اوقات آیههایی از آن را تلاوت میکند » . لرد کروزن مینویسد : " بختیاریها صاحب عقیده صاف و ساده و به یگانگی خدا معتقدند و بهشت و جهنم و حساب روز قیامت را هم اعتقاد دارند . ( سردار اسعد ، 1376 : 356 ). وجود بقاع متبرکه و امام زادهها در مناطق بختیاری و ساختن بارگاه و مقبره برای آنها گواه اعتقاد راسخ آنها به نوادگان ائمه معصومین میباشد . علاوه بر این ، نشانههای اعتقاد خوانین بختیاری به مذهب شیعه و پایبندی آنها به اجرای مناسک دینی در اغلب منابع تاریخی ذکر شده است . بی بی مریم در توصیف شخصیت"حسینقلیخان ایلخانی" مینویسد :" پدرم مسلمان حقیقی بود ، در مذهب خیلی متعصب بود ، همیشه نماز شب مینمود . تمام سال که در عربستان(خوزستان) بود با آن گرمای عربستان دوشنبهها و پنج شنبهها روزه میگرفت ... " ( سردار مریم ، 1382 : 26 ) خوانین بختیاری از جمله حسینقلیخان و اغلب خانواده وی و سایر خوانین بختیاری به سبب اعتقادشان به مکه مکرمه ، مشهد مقدس و کربلای معلی مشرف شدند (سردار ظفر،1362 : 205 ؛ حسینقلیخان ، 1373 : 145).حسینقلیخان که به تدین و تعصب دینی وی در اغلب منابع اشاره شده است ، در روزنامه خاطرات خود به کرات از سفر خود و خانواده به عتبات و مکه مکرم و کمکهای مالی که برای مرمت حرم امام حسین ( ع ) فرستاده یاد میکند . به عنوان نمونه مینویسد : " حاجی محمد کریم را فرستادم در کربلای معلی که مسجد میان حرم را آیینه کاری بکند سه هزارتومان دادم مشغول کار شد ... " "در این سال حاجی محمد کریم حرم سید الشهداء علیه السلام را آیینه کاری را تمام کرد آمد . شش هزار تومان خرج کرد" ( حسینقلیخان، 1374 : 43 ـ 46 ).در عملکرد خوانین بختیاری در جریان مشروطه بخصوص در فتح اصفهان رگههای اعتقادات مذهبی به روشنی دیده میشود . ضرغام السلطنه به هنگام فتح اصفهان 110 نفر سوار را به نام امام علی ( ع ) انتخاب میکند و یا در جای دیگر برای حمله به نیروهای اقبال الدوله در اصفهان دوازده نفر از برادران و خان زادگان بختیاری را به تعداد دوازده امام انتخاب و دستور شروع جنگ را صادر نمود. ( اوژن ، 1345 : 201 ـ 203 ؛ سردار اسعد ، 1376 : 452 ).همچنین سردار ظفر که ابتدا با امیر مفخم همراه بود و جلوی تمام اردوی دولتی برای مقابله با مشروطه خواهان به مورچه خورت آمد . از آنجا به حضرت آیه اله اصفهانی (حاج آقا نوراله) نوشت ، که کار من مثل حر در صحرای کربلا شد ، اول کسی که جلوی امام مظلوم آمد حر بود ، و اول کسی که به راه او شهید شد هم حر بود ، حال من کسی بودم که جلوتر از اردوی دولتی برای قتل و غارت اهل اصفهان آمدم ، حالا هم اول کسی هستم که خود را برای آزادی وطن به کشتن میدهم (سردار مریم، 1382 : 181). یکی از انگیزههایی که موجب پیوستن سران ایل بختیاری به قیام مشروطه شد ، باورمندی آنها به اعتقادات مذهبی بود که ذکر شمهای از آنها رفت ، با ارتباطی که میان علمای اصفهان و خوانین بختیاری صورت گرفت آنها به درخواست علمای اصفهان که سابقاً نیز در ارتباط با آنها بودند برای نجات این شهر از جور حاکمان مستبد محمدعلی شاه لبیک گفتند . سابقه ارتباط علمای اصفهان و خوانین بختیاری : در آغاز قرن شانزدهم میلادی که صفویه تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران برگزیدند . این مذهب رفعت یافت و نقطه عطفی در تاریخ ایران آن زمان پدید آمد .چنانکه به نحو انتقال ناپذیری با ایران پیوند یافت و این کشور به منزله زاد بوم و دژ شیعه به شمار رفت . در نتیجه نظامهای مذهبی شیعی گری به گونه بی سابقه رونق گرفت و یک گروه از عالمان شیعه استوارترین پایگاه رسمی را به دست آوردند (الگار ، 1369 : 23) .علمای شیعه وظایفی عهده دار بودند که موجبات پیوند ناگسستنی آنها با مردم را در سطوح مختلف ایجاد نمود . (همان : 37) این پیوند در سیر تحولات تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از قرن شانزدهم میلادی به بعد از سطح ارتباط فردی به مسائل اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ارتقاء یافت . همراهی شخصیتهای برجسته مانند شیخ بهایی در همه شئون حکومت و تقابل علماء با منشور دشت مغان نادرشاه ، حکم جهاد علماء در حمله روس به ایران ، و اوج آن در صدور فتوای میرزای شیرازی در قیام تنباکو ، و بعد از آن نقشی که علماء در انقلاب مشروطه ایفا مینمایند . نمونه بارزی از این نقش آفرینی میباشد . ( ولايتي ، 1386 : 74 ) جایگاه و نقش علمای اصفهان نیز در همین فرآیند قابل تحلیل و بررسی میباشد . حاج آقا نوراله و برادرش آقا نجفی ـ در تداوم سلف خویش ـ از علمای طراز اول ایران بودند که در نهضت مشروطه ایران در صدر رهبران قرار گرفتند . بعد از تشکیل انجمن ملی حاج آقا نوراله به خاطر سابقه درخشانش از سوی علما و آزادیخواهان و بزرگان اصفهان به ریاست انجمن برگزیده شده و امور سیاسی ، اصفهان و بختیاری و منطقه بزرگی ازمرکز ایران رسماً تحت نظر وی درآمد . بدین ترتیب یک مجتهد زعیم سیاسی منطقه وسیع و مهمی گردید و فرصت یافت در زمانی که پایتخت به خود و دسته بندیهایش مشغول بود ، آرمانهای سیاسی اسلام را در سطح وسیعی به اجرا درآورد . (چلونگر ، 1385 : 466) از سویی این دو مقام روحانی و دیگر روحانیت اصفهان و سایر بلاد اسلامی سابقاً با ایل بختیاری مرتبط بودند . به طوری که گاهی علمای اصفهان واسطه شفاعت خوانین نزد حکومت بودند . به عنوان نمونه در زمانی که امامقلیخان و رضاقلیخان به دستور امین السلطان دستگیر و زندانی شدند آقا نجفی نامهای به وی نوشت و شفاعت این دو خان بختیاری را خواستار شد و امین السلطان نیز اجابت نمود (ابطحی، 1384 : 23). یا اینکه در سال 1295 هـ.ق با فتوای حاج شیخ جعفر شوشتری حسینقلیخان به سرکوب طایفه " بنی ابدال خان " که به آزار و اذیت سادات حسینی شوشتر پرداختند ، رفت. و زمانی به حکم جهاد روحانیت علیه ایل " دیرکوند " که به همسر یکی از علمای بزرگ و معروف شوشتر که در راه بازگشت از حرم امام رضا ( ع ) مورد هتک حرمت قرار گرفتند ، اسفندیار خان سردار اسعد به سرکردگی هفده هزار سوار بختیاری مأمور سرکوب این ایل شدند و متجاوزین را شکست داد(سردار ظفر ، 1362 : 177). رابطه نزدیک ضرغام السلطنه حاج ابراهیم خان با حاج سید احمد نور بخش که انسانی پاک ضمیر و از سلسله خاکساریه بود و با دستگیری وی ضرغام السلطنه به کسوت این سلسله در آمد . (طرب اصفهانی ، 1342 : 499 ـ 500 ) از جمله سوابق روشن این ارتباطات میباشد . این ارتباطات در جریان وقایع انقلاب مشروطه در سطوح مختلفی نمایان شد . به طوری که مورخ شهیر دکتر مهدی ملک زاده یکی از عوامل مؤثر حضور بختیاریها در انقلاب مشروطه را نقش حاج آقا نوراله و ارتباط وی با بختیاریها میداند و مینویسد : حاج آقا نوراله قائد مشروطه خواهان اصفهان بود و در میان معاریف ایل بختیاری این روحانی آزاد منش ، به واسطه صفات حسنه و مقام علمی و ثروت بسیار و بی طمعی و احترام زیادی که در میان مردم پیدا کرده بود خوانین بختیاری به او احترام میگذاردند . و با او رابطه و آمد و شد بسیار داشته و همین رابطه و آمد و شد ها سبب شد که حاج آقا نوراله جمعی از آنها را به طرفداری از مشروطه متمایل نماید.(ملک زاده ، 1383 ج 4و5 : 1083) .پیوند علمای اصفهان و بختیاریها در فتح اصفهان :از روزی که جنبش مشروطه خواهی درایران آغاز گردید، محمدعلی میرزا که در آن زمان ولیعهد بود روی دشمنی نشان داد . زیرا از آغاز زندگی با فرمانروایی خودکامانه بار آمد و همیشه مردم را زیر دست خود دیده بود (کسری ، 1379 : 564 ). پس از مرگ مظفرالدین شاه وقتی نوبت پادشاهی به وی رسید به اشکال مختلف سد راه مشروطیت شد و نهایتاً هم با هم دستی روسها مجلس را به توپ بست و همین که در تهران مجلس را برانداخت با دستور او در شهرها حکمرانان ، دست گشادند و انجمنها را بستند و قانون را از میان برداشتند ، به آزادیخواهان آزارها رسانیدند ،ودوباره چوب و فلک را به کارانداختند، دستگاه خودکامگی رادر چیدند (همان : 626). دراصفهان نیز بساط استبداد با حاکمیت محمدخان اقبال الدوله کاشانی و نایب الحکومهاش احمد خان معدل شیرازی که از طرف محمدعلی شاه به حکومت اصفهان منصوب شدند ، آغاز شد . آنها با رفتارخشونت آمیزواعمال ناهنجار خودسرانهی سربازان لگام گسیختهی دولتی ،عامه اهالی اصفهان را به ستوه آورده چندان که رفع آن غائله را درمساجد و معابد از خدا میخواستند . زعمای مشروطیت و احراراصفهان که رئیس و پیشوای آنها،آیت الله حاج آقانوراله مسجد شاهی بود.در صدد تدبیر وچاره جویی برآمده به انواع وسایل متوسل شدند( طرب اصفهانی ، 1342 : 501 ). همچنین علمای سه گانه عتبات یعنی آخوند خراسانی ، حاجی تهرانی ، حاجی شیخ مازندرانی تلگرافهای متعدد به سراسر ایران فرستادند و از جمله تلگرافی توسط آقا نجفی به رؤسا و امراء خوانین بختیاری اعلام کردند : " تمامی دلگرمی را به غیرت دینی آن برادران گرامی داشته و داریم سریعاً به همه اعلام میداریم که مساعدت در تشبیبه اساس مشروطیت ، چون موجب حفظ دین است به منزلهی جهاد در رکاب مبارک امام زمان ( عج ) و همراهی با مخالفین مشروطیت و اطاعت احکامشان در تعرض به احدی از هواخواهان آن اساس ،در حکم اطاعت از یزیدبن معاویه و منافی با مسلمانی است ( رجایی ، 1385 : 392 ). انجمن سری اصفهان به ریاست حاج آقا نوراله ، به عنوان حمایت از مظلومان و اطاعت احکام علمای روحانی و مراجع تقلید ایران و عراق عرب که زعیم مطلق آنها مرحوم آیت اله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی بود ( طرب اصفهانی ، 1342 : 501 ). تصمیم گرفتند از ایل بختیاری استمداد نمایند . سایراعضای انجمن نیز این پیشنهاد را مقرون به صواب دیده و موافقت نمودند (علوی ، 1335 : 34 ؛ طرب اصفهانی ، 1342 : 501). در همین اوقات علیقلیخان سردار اسعد از اروپا محرمانه به بختیاری آمده بود به طور ناشناس وارد اصفهان شد و با آقا نجفی و حاج آقا نوراله ملاقات کرد . و سپس در منطقه بختیاری با صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه گفتگوهایی داشت و بعد از یک هفته به پاریس بازگشت . (صفایی ، 1381 : 317) پس از آن آقا نجفی و حاج آقا نوراله تصمیم گرفتند با یاری ایل بختیاری اصفهان را از تعدیات اقبال الدوله نجات دهند برای انجام این تصمیم حاج آقا نوراله بر آن شد که صمصام السلطنه را که از سوی محمد علی شاه از مقام ایلخانی عزل شده وناراضی بود و میتوانست به آسانی یک اردوی کافی از افراد بختیاری را تجهیز کند برای تسخیر اصفهان دعوت نماید و همچنین ضرغام السلطنه بختیاری را برای حمایت فرا خواند . برای انجام این منظور ، حاج آقا نوراله به صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نامه نوشت و با تشریح اوضاع کلی ایران و اصفهان آن دو را برای تسخیر اصفهان تشویق نمود . او در نامه خود از " ضرغام " که با او ارتباط قبلی داشت ، خواست با نماینده او نزد "صمصام" برود با او گفتگو کند و او را به حمایت کامل انجمن ولایتی اصفهان مطمئن سازد . (علوی ، 1335 : 20 ـ 21 ؛ صفایی ، 1381 : 317 ) دکتر مسیحخان نماینده حاج آقا نوراله در شلمزار با صممصام السلطنه و سران بختیاری ملاقات نمود و لزوم قیام خوانین را به منظور دفع ظلم و ستم گوشزد ساخت ، صمصام السلطنه قول مساعدت داد اما نگران حضور ضرغام السلطنه در منطقه بود . دکتر مسیحخان جریان وقایع را برای حاج آقا نوراله ارسال نمود (علوی1335 ، : 26 ـ 27 ؛ اوژن ، 1345 : 199 ـ 200 ). حاج آقا نوراله برای تأمین منظور از آقای سید احمد نور بخش که سابقه مراودت با ابراهیم خان ضرغام السلطنه داشت و ضرغام از مریدان وی بود . (طرب اصفهانی ، 1342 : 449) خواست برای ملاقات خوانین بختیاری راهی این منطقه شود . وی با حضور در منطقه با ایجاد الفت میان اولاد حسینقلی خان به سرکردگی صمصام السلطنه و اولاد رضاقلی خان ایل بیگی به سرکردگی ضرغام السلطنه ، از آنها خواست برای نجات اصفهان حرکت کنند . ( علوی ، 1335 : 27 ـ 28 ). سید احمد نوربخش در قلعه دزک در اجتماع بختیاریها که صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نیز حضور داشتند با تکیه بر غیرت دینی مردم خطاب به آنان گفت : " امیر المؤمنین علی ( ع) نان جو وخرما میل میفرمودند و از مسلمانان رفع ستم مینمودند مولای متقیان تا طومار ظلم و ستم را در هم نپیچید از پای ننشست پس بر ما که شیعه و از پیروان علی ( ع ) میباشیم لازم و واجب است از پیشوای مسلمانان سرمشق گرفته و در صحنه نبرد و کارزار مولا را حافظ و نگهدار خود بدانیم .شیعیان خالص به اتکای ایمانی که به خاندان نبوت دارند از هیچ پیشآمدی نباید بهراسند و خود را برای مقابله با هرنوع مخاطرهای آماده نمایند " . بیانات سید احمد نوربخش به حدی مؤثر واقع شد که عموماً فریاد کشیدند جان همه به قربان علی و آمادگی خود را برای پشتیبانی از مشروطیت اعلام داشتند . صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه نیز با وساطت سید احمد نوربخش پس از سالها رنجش و کدورت با صفا و صمیمیت دست اتحاد و هم پیمانی به هم دادند ( همان : 36 ، اوژن ، 1345 : 200 ). پس از این مقدمات صمصام السلطنه و ضرغام نقشه حمله به اصفهان را طرح کردند و شرحی به حاج آقا نوراله نوشتند و نقشه خود را اطلاع دادند و برای اطمینان از پشتیبانی علمای اصفهان شرایطی را مطرح نمودند . حاج آقا نوراله فوراً دو نامه برای صمصام السلطنه فرستاد و به وی اطمینان لازم را برای حمایت همه جانبه داد و مدتی بعد در ملاقاتی که میان آقا نجفی و حاج آقا نوراله و صمصام السلطنه صورت گرفت عهد و پیمان بستند و برای تحکیم میثاق قرآن مهر کرده و محل حقوق بختیاری از محل مالیات ها تعیین گردید ( علوی ، 1335 : 38 ـ 39 ـ 40 ). چند روز بعد ضرغام السلطنه به اتفاق یک اردوی هزار نفری از افراد سوار و پیاده مسلح بختیاری به سوی اصفهان آمدند و پس از چند روز زد و خورد موفق شدند نیروهای اقبال الدوله را شکست دهند . "اقبال الدوله "که در مقاومت مأیوس شده بود در کنسولگری انگلیس متحصن شد"احمد خان معدل شیرازی" هم که مسبب واقعی این فتنه بود گریخت . سه روز پس از ورود ضرغام السلطنه و استقرار قدرت او در اصفهان ، صمصام السلطنه در میان استقبال شکوهمند مشروطه خواهان با یک اردوی هزار نفری وارد شهر شد و حکومت اصفهان را در دست گرفت ( اوژن ، 1345 : 203 ؛ صفایی ، 1381 : 230). به این شکل یکی از مراکز مهم کشور از یوغ استبداد محمدعلی شاه خارج شد و موجبات سرور و شادمانی سایر شهرها را فراهم نمود و مقدمات فتح تهران و عزل محمدعلی شاه را رقم زد . بدون تردید سابقه ارتباط میان علمای اصفهان و سران ایل بختیاری و عشق و علاقه ی بختیاریها به اهل بیت از جمله محورهای تأثیر گذاری بوده که در این مقطع حساس زمینه انسجام خوانین بختیاری را ایجاد نمود و به خصومت دیرینهای که میان خانواده ایل بیگی به ریاست ضرغام السلطنه و خانواده ایلخانی به ریاست صمصام السلطنه خاتمه داد . و توانست میان آنها الفت ایجاد نماید . اتکاء به باورهای دینی در رفتار و منش ضرغام السلطنه، که به اعتراف اکثر منابع تاریخی عامل کلیدی فتح اصفهان نقش آفرینی او بود ـ گرچه بعد از پیروزی مورد بی مهری قرار می گیرد ـ به نحو بارزی نمایان است . جلال الدین همایی در مقدمه بسیار ارزشمند خود بر دیوان طرب مینویسد : نخستین کسی که پیشتاز معرکه گردید و دعوت علما و سران آزادیخواه اصفهان را لبیک گفت همان ضرغام السلطنه بختیاری بود که با فرزند شجاع و دلیرش " ابوالقاسم خان " و گروهی از شجعان فداکار بختیاری که عدهی مجموع آنها را یکصدو ده تن به عدد مبارک علی ( ع ) میگفتند . در روز عرفه ذی الحجه سنه 1326 قمری به اصفهان آمد و با قوای دولتی جنگی مردانه کرد . و به مصداق « کَم مِن فِئه قَلیله غَلِبَت فِئه کَثیره بِاِذنِ الله (سوره بقره آيه 249 ) » در اندک مدتی شکست فاحش به نیروهای اقبالالدوله وارد آمد و توپخانه سنگین آنها از کارافتاد( طرب اصفهانی ، 1342 : 503 ). ضرغام السلطنه زمانی که پس از فتح تهران مورد بی مهری قرار میگیرد نیز انگیزهی اولیه خود را اعتقادات دینی معرفی مینماید و میگوید : من به واسطهی اشارهی غیبی از مسکن خود با 110 تن سوار حرکت کرده اصفهان را در چهار ساعت گرفتم ( قهرمان میرزا ، 1377 : 284 ). علاوه بر این بی بی مریم خواهر صمصام السلطنه که خود شاهد حرکت سواران بختیاری به سمت اصفهان بود میگوید : " صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه عمو زادههایم با هم عهد و میثاق نمودند و حاج آقا نوراله که یکی از مجتهدین بزرگ بود ... به قرآن برای صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه قسم خوردند که دست اتحاد به هم بدهند و علم آزادی را بلند کنند ( سردار مریم، 1382 : 177). او خود از این حرکت به وجد آمد و افسوس میخورد که چرا من زن هستم و نمیتوانم برای آزادی ملت جانفشانی کنم یا حد اقل نقش یک پرستار را برای جوانهای رشید بختیاری داشته باشم . سپس خطاب به سواران بختیاری که عازم حرکت به سوی اصفهان بودند میگوید : حالا که تصمیم دارید ، در این کار متعهد و مردانه باشید اگر تمام مردان بختیاری شهید شدند زنهای بختیاری را جمع نموده کفن به گردن ، تفنگ به دست برای شکست دشمن رو به طرف اردوی استبداد حرکت میکنیم . سپس آنها را با قرآن بدرقه نمودم . و هزاران بار با خدای خود راز و نیاز نمودم و توفیق برادر عزیز و همراهان را از خداوند خواستم ( سردار مریم ، 1382 : 181 ـ 182 ). شعرای عصر مشروطه نیزدر آثار خود ضمن ستایش بختیاریهادر فتح اصفهان ارتباط علمای اصفهان و نقش اعتقادات مذهبی ضرغام السلطنه در این ماجرا رابخوبی بیان می کنند . که نمونه هایی ازآنهارا ذکر می کنیم.اشعار مکرم اصفهانی راجع به فتح اصفهان:اقبال ستمگربصفاهان چو گذرکرد شیرازه کارهمه زیر و زبرکرداز بهرحکومت چودراین شهر مقرکر بیدادوجفایش بدل سنگ اثرکرد.......................................................................................................................................پس حجه الاسلام1 خبرداد به تهران کاین حاکم بدبخت چه خواهدزصفاهان هرروزکند کجروی وتندی وطغیان نه دل بدلیل آرد ونه گوش به برهان.....................................................................................................................................آن شیردژآگه بحق بودچوضرغام ضرغام حقیقت که ازاوروزعدو شامافراشت علم را زپی یاری اسلام زد جانب این شهر پی دفع ستم گامقدر عدد اسم علی همرهش الوار یعنی صد و ده تن ز دلیران وفادارگفتند زمهر علی حیدر کرار امروز نمائیم یکی جنگ نمودار(اوژن ، 1345 : 205 ـ 206).مرحوم وحید دستگردی دراین باره اشعاری دارد که چند بیتی ازآنرا ذکر می کنیم:اصفهان را طالع مقبل قرین شد بخت یار ازورود موکب ایل جلیل بختیاراحمدالله کز رضای نوربخش2 آسمان شمس رحمت گشت ازشرق حقیقت آشکار(همان:224-225)ترجیعبندی که در سنهی 1327 قمری بعد از فتح اصفهان توسط طرب اصفهانی و به پیشنهاد ابراهیم خان ضرغام السلطنه نوشته شد سند گویای دیگری بر این مدعاست که در پایان کلام نقل مینمائیم . ما چاکر شاه ذوالفقاریم در کشور فقر تاج داریم ما شیرهی عشق و جذبهی شور ما حب علی بختیاریماز همت صاحب ولایت ضرغام دلیر کارزاریم هم نام خلیل و چون ابراهیم ما شیعهی هشت و چهاریم ما خاک نشین کوی عشقیم یعنی که به فقر خاکساریم( طرب اصفهانی، 134 : 509 ـ 510 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1ـ حاج آقا نوراله اصفهاني2ـ سيد احمد نوربخش نتیجه گیری :انقلاب مشروطیت ، حرکت مهم و نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود ، این نهضت تحت تأثیر عوامل مختلف سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی به وقوع پیوست . در این حرکت عظیم اقشار مختلف اجتماعی نقش داشتند که یکی از آنها ایل بختیاری بود . پژوهشگران در بررسی نقش این ایل به بعضی از عوامل گرچه به صورت محدود پرداختند ودر مجموع دلایل زیر راموجب ورود بختیاریهابه این قیام می دانند.الف) کین خواهی بختیاری از قاجارها ب) اشتراک منافع بختیاریها و انگلیسیها ج)تلاش بختیاریها برای کسب قدرت در تداوم قدرت گیری ایلات در تاریخ ایران د) مشروطه طلبی و آزادیخواهی ه) اختلاف درون ایلی و .... علاوه براین دلایل ،عامل دیگری که قابل تأمل و بررسی است نقشی است که تحت تأثیرروابط علمای اصفهان و خانهای بختیاری شکل گرفت.رسالت دینی روحانیت در تاریخ ایران ومراوده ی روحانیت اصفهان در این راستا، با مردم وسران ایل بختیاری از سویی و پیشینه مذهبی بختیاریها و اعتقاد آنها به آموزههای دینی و اظهارعلاقهمندی به ائمه اطهارازجهتی سرمایه ی نهفته ای بودکه در جریان انقلاب مشروطه دستمایه ی شکل گیری ائتلاف علمای اصفهان به رهبری "حاج آقانوراله" و"آقا نجفی"و بختیاریها به رهبری "صمصا م السلطنه و"ضرغام السلطنه" شد.این ائتلاف که بر بنیاد نمادهای مذهبی شکل گرفت عامل اصلی فتح اصفهان و ایجاد تزلزل جدی در حاکمیت استبداد شد، چرا که به اعتراف مورخین تصرف اصفهان کلید فتح تهران و عزل محمد علی شاه بود. فهرست منابع و مآخذ : 1ـ آخوندی،اردشیر- زمانی پور، بابک (1385)،سیمای میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری، شهرکرد. 2ـ ابطحی،علیرضا(1384)،نفت و بختیاریها،تهران،مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر. 3ـ الگار، حامد(1369)،دین ودولت درایران(نقش علماءدردورهی قاجاریه)،ترجمه ابوالقاسم سری تهران ،انتشارات توس. 4ـ اوژن ،ابوالفتح(1345)تاریخ بختیاری، تهران،انتشارات وحید 5-ایوانف،یوری سرگیویچ(1357)،انقلاب مشروطیت ایران،ترجمه کاظم انصاری، تهران، حبیبی.6ـ بختیاری،سردارظفر(1362)یادداشت هاوخاطرات سردار ظفر، تهران ، بساولی. 6ـ بختیاری،بی بی مریم(1383)خاطرات سردار مریم بختیاری تهران،آنزان. 7ـ بیشوپ،ایزابلا(1375)،از بیستون تا زردکوه بختیاری ترجمه مهراب امیری ( تهران ، آنزان ، 1375 )8ـ حائری ، عبدالهادی(1364)تشییع و مشروطیت درایران، تهران ، امیرکبیر. 9ـ دانشورعلوی،سید نوراله(1335)،جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری،تهران،چاپ سینا.10ـ دیه تر،امان(1363)، بختیاریها عشایر کوه نشین ایرانی در پویه تاریخ ترجمه محسن محسنیان ، مشهد، آستان قدس رضوی. 11ـ رجایی،عبدالمهدی (1385)، تاریخ مشروطیت،اصفهان،سازمان فرهنگی هنری شهرداری اصفهان. 12ـ سرداراسعد،علی قلی خان بختیاری(1376)،تاریخ بختیاری، تهران،نشراساطیر. 13ـ صفایی،ابراهیم(1381)،انقلاب مشروطیت به روایت اسناد ، تهران، انتشارات ایرانیان. 14- -------------(1344)،رهبران مشروطه، تهران،جاویدان علمی.15ـ طرب اصفهانی، میرزاابوالقاسم(1342)،دیوان طرب بامقدمه جلال همایی،تهران،نشر فروغی.16ـ عین السلطنه،قهرمان میرزا(1377)، روزنامه خاطرات عین السلطنه به کوشش سالور و ایرج میرزا، تهران،بیجا. 17ـ کسروی،احمد(1379)،تاریخ مشروطه ایران، تهران،انتشارات مجید.18ـ گارثویت ، جن راف(1373)،تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، تهران ، سهند.19ـ ----------------(1357) بختیاری در آیینه تاریخ ترجمه ،مهراب امیری ، تهران ، آنزان.20-_ملک زاده،مهدی (1383)تاریخ مشروطیت ایران ،تهران،انتشارات سخن21ـ مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی(1373)، کتاب ششم کتابچه خاطرات حسینقلیخان ایلخان بختیاری.22 ـ مجموعه مقالات همایش اصفهان و مشروطهی اصیل ایرانی به اهتمام دکتر محمدعلی چلونگر(1385) سازمان میراث فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان.23ـ مجموعه مقالات همایش پژوهش جریانهای فکری مشروطیت( تهران مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی 1386
آخرین بروزرسانی (چهارشنبه ، 30 ارديبهشت 1388 ، 22:53)
نظرات
mikonam ye kar mostanad dar bare mashrote
va tasir bakhtiariha dar an daram misazam age mitoni bam tamas begir khoshhal misham
09134121498
mikonam ye kar mostanad dar bare mashrote
va tasir bakhtiariha dar an daram misazam age mitoni bam tamas begir khoshhal misham
09134121498
mikonam ye kar mostanad dar bare mashrote
va tasir bakhtiariha dar an daram misazam age mitoni bam tamas begir khoshhal misham
09134121498
فيد RSS براي نظرات اين مطلب