ماهي گريز جامعه ايراني
چرا تداوم وضعیتی که در آن فضا برای تنفس همگان به نسبت توانای هایشان وجود داشته باشد همواره ماهی گریز جامعه ایرانی بوده است؟
تاریخ معاصر ایران فراز و فرودها و اوج و افول های متعددی به خود دیده است که فصل مشترک همه آنها یا به عبارتی صورت واحدی که بر همه آنها سایه افکنده است استمرار نوعی بی تعادلی در قالب یک چرخه غیر عقلانی است؛ نفی یکی و افتادن در دام دیگری.جدای از واکاوی عمیق کیفیت این فراز و فرودها باید از یک جهت آنها را از شرایط مشابه پیش از مشروطیت تفکیک کرد.
تا قبل از مشرطیت طغیان های اجتماعی در بخش کوچکی از جامعه یا در حوزه یک ایل خاص خلاصه می شد و حاکمان و سلاطین معمولا تا قبل از تسلط کامل و تقویت پایه های فرمانروایی خود،از حمایت کلیت جامعه برخوردار نبودند.
به اعتباری اکثریت جامعه یا تماشاگران بی چون و چرای عرصه مبارزه برای کسب یافته و با دیدی توام با بی اعتمادی و فرصت طلبی به قدرت کلان می نگریستند.
اما از مشروطیت به بعد خیزش جامعه ایرانی همگانی و نسبتا یکپارچه می شود،منتها در همان قالب های پیشین و این خود معلول ورود مفاهیم مدرن است که به اعتبار آنها همه افراد جدا از مقام و موقع اجتماعی و پایگاه طبقاتی شان حق زیستن و مشارکت در سرنوشت خویش را به طور یکسان دارا می شدند.
لذا آنچه در این نوشتار برای پاسخ به سئوال ابتدای سطور، اصل انگاشته شده است ناتوانی ما در همگونی و هماهنگی و تعادل با مفاهیم و عناصر مدرن است و این مفاهیم همواره به مثابه الگوهایی تعلیق ساز و بی تعادل کننده فراز و فرودهای تاریخ معاصر را شکل داده اند. آن هم نه به این دلیل که در شیوه و شکل حکومت و تعاریف قدرت و نقش اجتماع ،ماهیتی این گونه داشته باشند،بلکه به عنوان الگوهایی بیرون از ما،وارد می شدند و جامعه ما در برخورد با آنها رفتارمتناسب با ذات آنها را نداشته یا به عبارتی هیچ گاه موضعی صادقانه در برابر آنها نگرفته است. یعنی از طرفی نقش و صورتی رهایی دهنده دانسته میشدند و از طرف دیگر استمرار غنودن در سایه سار درخت استبداد و نشستن بر فرش نگارین تحجر و منیت را در نخبگان و هم در نزد مردم وجود داشته است به گونه ای که هر گاه اختناق و ظلم و جور به حد اعلی می رسید، معیار نقد و تعدیل و نفی قدرت مطلقه، مفاهیم مدرن دانسته می شدند.اما به محض نفی یک قدرت از آنجا که تعریفی بر پایه همین مفاهیم برای موقعیت بعدی وجود نداشته است در دام قدرت دیگری می افتادیم به عبارتی این بار محتوای ما در فرمی مدرن نمی گنجید.
تماشا کردن و رویارویی با تحرکات علمی و تکنولوژ یک جوامع غربی از ابتدا نخبگاه ایرانی را که به درصدی ازآگاهی مجهز شده بودند به دو دسته تقسیمم کرد و به اتاقی از پرسش از خود و گذشته خود کشاند و از اینکه نقش و مختصات جامعه و کشورمان در میدان جدید جهانی از ترازی منفی برخوردار است عمیقا بهت زده و رنجیده حال شدند. آنها به مرور به موازات بسط خویش این شگفت زدگی و رنجیده حالی را به سلول های جامعه تزریق می کردند. به گونه ای که این به هم ریختگی ها مبنای تحرکات و تصمیم گیری های بعدی جامعه ایرانی بوده .
عده ای گرفتارسرگیجه حاد فکری و اعتقادی شدند و با یکسره حقیر دانستن گذشته خود سعی در همانند شدنی خام داشته اند اما به دلیل سبک بودن وزنه آنها در ساخت قدرت،افکار آنها در همان حوزه اندیشگی محدود می ماند البته به سبب جزمیت ذهن ایرانی خود اینها در موقعیت که قرار می گرفتند تعریفی مبتنی بر خوی و خصلت های همیشگی جامعه ایرانی ارائه می کردند. این گروه همواره با این دو گانگی ها در گیر بوده و همواره آنها را به بدنه جامعه انتفال داده است.
عده دیگر با توجیه هضم این رویارویی سعی داشتند ضمن اینکه خود را از ماندن در یک وضعیت سرگیجه آور خارج کنند توازن و تعادلی منطقی با دنیای بیرون بر قرار کنند.سعی آنها بر اساس مفاهیمی بود که در آنها ریشه نداشت اما با این حال چشم اندازی متعالی دانسته شده و رهیافتی به غایت مطلوب به نظر می رسید. مصیبت اینجا است که خود اینها نیز در نهایت با نگاهی فایده محور و گزینشی آن مفاهیم و الگوها را از هویت واقعی ساقط می کردند. زیرا تعادل مد نظر آنها عملا از پیش زمینه فهم عمیق سیمای قهر آمیزمدرن تهی بود .
لذا الگوهای مدرن تنها از نقطه ای که جامعه ایرانی را از مطلق بودن حکومت و قدرت جبارانه رهایی می داد قابل پذیرش بوده و در کلیت صفات رفتاری و شیوه زیست انسان ایرانی توان انطباق با آن مفاهیم را نمی یافت .در نتیجه از تلفیق و آمیزش مفاهیم و عناصر مدرن با انگاره های سنتی ما چیزی جز تعلیق و سردرگمی زاده نمیشد.
چیزی که بر گفتمان سیاسی،اجتماعی معاصر ما سایه افکنده است و به همین دلیل آزادی در جامعه ایرانی در عصر مشروطیت ،ملی شدن نفت و انقلاب 57 معادلی جز رهایی پیدا نکرد. آسمّّّـــــــــــــــــــــاری ابراهیم جعفری شهنی
نظرات
گذشته ها گذشت و تموم آبيد نوا غصه
سه بخوريم ولي وا ز گذ شته درس بگريم
هميثو كه ادونين قوم بختياري خيلي ز يك پاشس
ته .مو نيگم خان سي خمون راست كنيم ولي اگم و ا طوايفمونه سر و سامون بديم .هر طايف
ه بالاخره يه چ ندتا پيا خو داره مو اگم يه شورا ز طوايف بختياري را ست كنيم كه هر
طايفه نه چند نفر نماينديي بكنن بعد اينو سي قوم بختياري برنامه ريزي بكنن .اينو
اترن با لرا ديه هم جور لرستون و كهگيلويه ارتباط داشته بون بلاكم ترسته بويم جام
ونه منه اي مملكت بجوريم.ز ايس ا اخام اي مطلبه من سايتتون بنين باقي گويل و ددويلم
ون هم بوينن زتون ممنونم
http://needman.ru как выйти замуж за иностранца
сайты знакомств с иностранцами
http://accutane.socialgo.com
where can i buy nolvadex online
buy cheap nolvadex online
http://profiles.tigweb.org/buynolvadex
http://acmehitech.com
http://acmehitech.com
http://www.basesestates.com
Buy Clomid Online
http://www.basesestates.com
http://russian-brides-best.com
Знакомства с иностранцами
Nizatottzen
http://needman.ru
adipex phentermine vs
Sheriemonnork
ambien from mexico
FloozyWrowl
lorazepam toxicity
prulkilsovisk
michael farber los angeles insurance
car insurance for a week
insurance trustees dicke
obtain national insurance number
suebert associates insurance
building and content insurance
travel insurance to rosarito
liability car insurance
caritan insurance in tn
commercial insurance quote
bcaa insurance corporation
nationwide insurance company
hollard insurance company target market
cost of sr22 insurance in illinois
racq car insurance
nationwide insurance
А что бы его не испытывать естьРейтинг соляриев
فيد RSS براي نظرات اين مطلب